رباعی شمارهٔ ۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده احساس خستگی و ناامیدی میکند و میگوید که دیگر تدبیری برایش نمانده است. او به این موضوع اشاره دارد که اگر دشمنانش با شمشیر یا تیر به او حمله کنند، برای دفاع از خود آماده است. همچنین، در صورتی که فرصتی به دست آورد، میخواهد در آغوش محبوبش برود، وگرنه به سوی او خواهد رفت.
خیزم که نماند بیش ازین تدبیرمخصم ار همه شمشیر زند یا تیرم
هوش مصنوعی: برخیزم که دیگر نمیتوانم برای آینده برنامهریزی کنم، اگرچه دشمن هر چقدر هم که به من حمله کند، با شمشیر یا تیر.
گر دست دهد که آستینش گیرمورنه بروم بر آستانش میرم
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیش بیاید که میتوانم دستش را بگیرم، این کار را میکنم؛ وگرنه بدون او به درگاهش میروم.