رباعی شمارهٔ ۱۱۸
در این شعر شاعر از سختی و ناممکن بودن وصال یار خود میگوید که چنان دشوار است که از بهزیر کشیدن ماه آسمان، تغییر دین سرزمینها و جبران عبادات از دسترفته دشوارتر و ناممکنتر است.
مه را ز فلک به طرف بام آوردنوز روم، کلیسیا به شام آوردن
میتوان ماه را از آسمان به زمین و بام خانه پایین آورد، میتوان کلیسا را از روم به سرزمین شام آورد
در وقت سحر نماز شام آوردنبتوان، نتوان تو را به دام آوردن
میتوان در وقت سحر، نماز شام را بجای آورد اما نمیتوان به تو رسید و تو را بهدام آورد!