بخش ۴ - در معنی شفقت بر حال رعیت
هوش مصنوعی: این شعر از فرماندهای به نام دادگر صحبت میکند که به زیبایی و زینت خود اهمیت نمیدهد و برعکس، ثروتهایش را برای تأمین و آسایش سپاهیانش میگذارد. او بر این باور است که اگر سپاه رضایت نداشته باشد، حکومت پایدار نخواهد بود. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که رعیت مانند درختی است که باید مراقب آن بود. او به عدالت و رحمت نسبت به زیر دستان تأکید میکند و میگوید که تکیه بر زور و قدرت بیرحمانه نادرست است. سخن او حکایت از این دارد که زندگی و پیروزی در نبردهای واقعی به معنای خونریزی نیست و با عقل و تدبیر باید با دشمنان برخورد کرد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که بزرگترین حماقت، کشتن دیگران است و بهتر است که بر زندگی و همزیستی تمرکز کنیم.
شنیدم که فرماندهی دادگرقبا داشتی هر دو روی آستر
هوش مصنوعی: شنیدم که فرماندهای عادل و نیکوکار بودی که در هر دو سمت لباسات نشانههای خوبی را داشتی.
یکی گفتش ای خسرو نیکروزز دیبای چینی قبایی بدوز
هوش مصنوعی: کسی به خسرو نیکو گفت: از پارچهی ابریشمی چینی برای او لباس زیبایی بدوز.
بگفت این قدر ستر و آسایش استوز این بگذری زیب و آرایش است
فرمانده گفت در این حد برای پوشیدن و راحتی است و اگر از این بگذرد برای آرایش و زینت است
نه از بهر آن میستانم خراجکه زینت کنم بر خود و تخت و تاج
هوش مصنوعی: من بابت جمعآوری مالیات این کار را نمیکنم که بخواهم خودم یا مقامم را با آن زینت کنم.
چو همچون زنان حله در تن کنمبه مردی کجا دفع دشمن کنم؟
هوش مصنوعی: وقتی لباس زیبا و دلربا بپوشم، چگونه میتوانم در مقابل دشمنانم ایستادگی کنم؟
مرا هم ز صد گونه آز و هواستولیکن خزینه نه تنها مراست
هوش مصنوعی: من هم مانند دیگران به انواع خواستهها و آرزوها وابسته هستم، اما گنجینهای خاص تنها متعلق به خودم است.
خزاین پر از بهر لشکر بودنه از بهر آذین و زیور بود
هوش مصنوعی: این خزانهها به خاطر تهیه وسایل و تجهیزات لازم برای سپاه و جنگ باشد، نه به خاطر تزئین و زینت.
سپاهی که خوشدل نباشد ز شاهندارد حدود ولایت نگاه
هوش مصنوعی: سربازی که از رفتار فرماندهاش راضی و خوشحال نباشد، هیچگاه نمیتواند به درستی وظایفش را در حکمرانی انجام دهد.
چو دشمن خر روستایی بردملک باج و دَهیک چرا میخورد؟
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن یا رقیب به روستای ما حمله میکند و مال و اموال را میبرد، چه دلیلی دارد که از ما مالیات و سهمی هم بگیرد؟
مخالف خرش برد و سلطان خراجچه اقبال ماند در آن تخت و تاج؟
هوش مصنوعی: اگر دشمنان او را ببرند و سلطان هم مالیات بگیرد، دیگر برای آن تخت و تاج چه ارزشی باقی میماند؟
رعیت درخت است اگر پروریبه کام دل دوستان بر خوری
هوش مصنوعی: رعیت همانند درختی است که اگر به درستی پرورش یابد، میتواند به خواستههای دوستان بهرهمند شود.
به بیرحمی از بیخ و بارش مکنکه نادان کند حیف بر خویشتن
هوش مصنوعی: به خاطر بیرحمی از ریشه و اصل خود دست برندارید، چون نادانی شما باعث میشود که بر خودتان ظلم کنید.
مروت نباشد بر افتاده زوربرد مرغ دون دانه از پیش مور
هوش مصنوعی: انسانیت ایجاب نمیکند که بر ضعیفان و کسانی که در شرایط بدی هستند، ظلم کرد. درست نیست که به خاطر قدرت و برتری، از کسانی که در موقعیت ناتوانی قرار دارند، بهرهبرداری کرد.
کسان بر خورند از جوانی و بختکه بر زیردستان نگیرند سخت
هوش مصنوعی: افراد موفق و خوشبخت میتوانند از جوانی و شانس خود بهرهبرداری کنند، به شرطی که با زیردستان خود با مدارا و محبت رفتار کنند و سختگیری نکنند.
اگر زیردستی در آید ز پایحذر کن ز نالیدنش بر خدای
هوش مصنوعی: اگر کسی که در موقعیت پایینتری قرار دارد به تو نزدیک شود، از شکایت و نالهاش پیش خداوند پرهیز کن.
چو شاید گرفتن به نرمی دیاربه پیکار خون از مشامی میار
هوش مصنوعی: اگر امکان دارد با ملایمت و آرامش به سرزمینت برگردی، بهانهای برای جنگ و خونریزی به نیاور.
به مردی که ملک سراسرْ زمیننیرزد که خونی چکد بر زمین
هوش مصنوعی: به کسی که تمام دارایی دنیا را هم داشته باشد، ارزشش به اندازهای نیست که جان یک انسان بر زمین بریزد.
شنیدم که جمشید فرخسرشتبه سرچشمهای بر به سنگی نوشت
هوش مصنوعی: در گذشتهها شنیدم که جمشید، که از نیاکان بزرگ و خوشسرشت بود، به کنار یک چشمه رفت و بر روی سنگی چیزهایی را نوشت.
بر این چشمه چون ما بسی دم زدندبرفتند چون چشم بر هم زدند
هوش مصنوعی: در این چشمه، همچون ما بسیاری به آن دمیدند و رفتند؛ مثل اینکه فقط با یک چشم بر هم زدن ناپدید شدند.
گرفتیم عالم به مردی و زورولیکن نبردیم با خود به گور
هوش مصنوعی: ما با قدرت و توانمندی، دنیا را تحت کنترل خود درآوردیم، اما نتوانستیم بر نفس خود غلبه کنیم و به آرامش درونی برسیم.
چو بر دشمنی باشدت دسترسمرنجانْشْ کاو را همین غصه بس
هوش مصنوعی: هرگاه که به دشمنی دسترسی پیدا کردی، او را آزار نده؛ زیرا همین غم و اندوه برای او کافی است.
عدو زنده سرگشته پیرامُنتبه از خون او کشته در گردنت
هوش مصنوعی: ایک دشمن زنده و حیران که دور تو میگردد، بهتر از این است که یک کشته بیحرکت از او را بر دوش داشته باشی.