بخش ۲۰ - حکایت شحنه مردم آزار
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عواقب اعمال بد انسانها و پیامدهای آن است. شخصی به چاهی افتاده و دچار ناامیدی شده، او درک میکند که بدیهایی که در گذشته مرتکب شده، حالا بر او برمیگردد. کسی به او میگوید که هرگز نباید انتظار نیکی از دیگران داشته باشد زمانی که خود بدی کرده است. در نهایت، شعر به این نکته میپردازد که هر عمل و نیتی که داشته باشیم، عواقب آن کاملاً واضح و منطقی است. بدی نخواهد آورد مگر بدی و نمیتوان از درختی که خود غیردوستانه پرورش دادهایم، میوه خوبی برداشت کرد.
گزیری به چاهی در افتاده بودکه از هول او شیر نر ماده بود
داروغه ایی در یک چاهی چنان وحشتناک گرفتار شده بود که از ترسش ، شیر نر ماده میشد.
بداندیش مردم به جز بد ندیدبیافتاد و عاجزتر از خود ندید
آدم بداندیش و بد ذات همیشه بدی خواهد دید و در آخر از خودشان ناتوانتر کسی را نمییابد.
همه شب ز فریاد و زاری نخفتیکی بر سرش کوفت سنگی و گفت:
در شب به خاطر فریاد و گریه نتوانست بخوابد، یکی بر سرش سنگی زد و گفت:
تو هرگز رسیدی به فریاد کسکه میخواهی امروز فریادرس؟
تو هرگز به کسی کمک کردی که حالا از دیگران کمک میخواهی؟
همه تخم نامردمی کاشتیببین لاجرم بر که برداشتی
هیچ گاه مردم داری نکردی، حالا نتیجهاش را ببین و ببین که چی به دست آوردهای.
که بر جان ریشت نهد مرهمیکه دلها ز ریشت بنالد همی؟
چه کسی باید درد تو را درمان کند، در حالی که تو بر دل همگان زخم زدی
تو ما را همی چاه کندی به راهبه سر لاجرم در فتادی به چاه
تو بر سر راه ما چاه کندی، ولی خودت با سر در چاه افتادی
دو کس چَه کنند از پی خاص و عامیکی نیکمحضر، دگر زشتنام
دو گروه هستند که برای مردم چاه میکنند، آدمهای خوب و دیگری بدنامان
یکی تشنه را تا کند تازه حلقدگر تا به گردن در افتند خلق
یکی چاه را برای سیراب کردن مردم میکند و آن دیگری برای گرفتار کردن مردم
اگر بد کنی چشم نیکی مدارکه هرگز نیارد گز انگور بار
اگر بدی کردی، چشم نیکوکاری نداشته باش چرا که درخت گز ، انگور نمیدهد
نپندارم ای در خزان کشته جوکه گندم ستانی به وقت درو
فکر نکنم کسی که در پاییز جو کاشته، بتواند زمان درو گندم برداشت کند
درخت زقوم ار به جان پروریمپندار هرگز کز او بر خوری
وقتی درون جانت را پر از تلخی و پلیدی و بدخواهی (مانند زقوم) کردی، چشم نتیجه خوب از آن را نداشته باش.
رطب ناورد چوب خرزهره بارچو تخم افکنی، بر همان چشم دار
درخت خرزهره به تو خرمای شیرین نمیدهد. پس مراقب باش که چه میکاری، چون همان را برداشت خواهی کرد.