بخش ۳۰ - حکایت
هوش مصنوعی: این متن شامل اشعاری است که به نوعی به مسائل اجتماعی و اخلاقی میپردازد. داستان از مردی شروع میشود که به خاطر وجود زنبوری در خانهاش غمگین شده و همسرش او را از اذیت کردن زنبور باز میدارد. اما مرد نادان بر اساس احساسات خود عمل میکند و در نتیجه همسرش را به دردسر میاندازد.
سپس به مضامین مختلفی اشاره میشود: اینکه اخلاقیات و رفتارهای نیکوی انسانی به افراد بدتر و ناپسند اجازه میدهد که بیشتر ظلم کنند. همچنین به این مساله پرداخته میشود که بداندیشی و نادرستی نمیتواند به خوبیهای واقعی منجر شود و باید از خطرات و عواقب ناشی از آنها آگاه بود.
نکته دیگر این است که برخی افراد تحت عنوان تدبیر و مشاوره، میتوانند به جامعه آسیب برسانند و در نهایت به تباهی منجر شوند. در تمام این اشعار، تأکید بر ضرورت هوشیاری و احتیاط در مواجهه با افراد بدسگال و یا شرایط خطرناک وجود دارد.
شنیدم که مردی غم خانه خوردکه زنبور بر سقف او لانه کرد
هوش مصنوعی: شنیدم که مردی از دلمشغولیهای زندگیاش شکایت داشت و ناراحت بود چون زنبوری در سقف خانهاش لانهسازی کرده بود.
زنش گفت از اینان چه خواهی؟ مکنکه مسکین پریشان شوند از وطن
هوش مصنوعی: زنش به او گفت: از این آدمها چه میخواهی؟ نکن که بیخانمانها از سرزمینشان آواره شوند.
بشد مرد نادان پس کار خویشگرفتند یک روز زن را به نیش
هوش مصنوعی: مرد نادانی رفتار نادرستی انجام داد و یک روز به همسرش آسیب رساند.
زن بی خرد بر در و بام و کویهمی کرد فریاد و میگفت شوی:
هوش مصنوعی: زنی نابلد و بیفکر در مکانها و کوچهها شروع به فریاد زدن کرد و میگفت: شوهر من کجاست؟
مکن روی بر مردم ای زن ترشتو گفتی که زنبور مسکین مکش
هوش مصنوعی: ای زن تندخو، بر مردم رو برنگردان. تو گفتی که به زنبور بیچاره آسیب نزن.
کسی با بدان نیکویی چون کند؟بدان را تحمل، بد افزون کند
هوش مصنوعی: کسی که با افراد بدی خوبی کند، تنها به آنها جرات بیشتری میدهد و بدیهایشان را زیادتر میکند.
چو اندر سری بینی آزار خلقبه شمشیر تیزش بیازار حلق
هوش مصنوعی: اگر در قلب کسی آزار و رنجی به خاطر دیگران میبینی، پس با چنگ زدن به سلاحی که در دست داری، میتوانی او را رنج بدهی.
سگ آخر که باشد که خوانش نهند؟بفرمای تا استخوانش دهند
هوش مصنوعی: آخرین سگ در میان سگها چه کسی است که صداش کنند؟ بگو تا استخوانش را بدهند.
چه نیکو زدهست این مثل پیر دهستور لگدزن گران بار به
هوش مصنوعی: این جمله به گونهای بیان شده که به توصیف فردی میپردازد که در موقعیتی دشوار و پرماجرا قرار دارد. به نوعی، به خوبی نشان میدهد که شخصی با سختیها روبروست و در حالی که ممکن است بار سنگینی بر دوش داشته باشد، میتواند با توانمندی و استقامت خود با شرایط کنار بیاید.
اگر نیکمردی نماید عسسنیارد به شب خفتن از دزد، کس
هوش مصنوعی: اگر مرد خوبی در مکانی حضور داشته باشد، دزد هیچگاه نمیتواند در شب به راحتی وارد شود و سرقت کند.
نی نیزه در حلقهٔ کارزاربقیمت تر از نیشکر صد هزار
هوش مصنوعی: نیزه در میدان جنگ ارزشی بیشتر از نیشکر دارد، زیرا در آن لحظهٔ سرنوشتساز زندگی و مرگ در میان است.
نه هر کس سزاوار باشد به مالیکی مال خواهد، یکی گوشمال
هوش مصنوعی: نه هر کسی که شایسته باشد به دارایی کسی، آن دارایی به او میرسد؛ بلکه ممکن است یکی پاداش بگیرد و دیگری تنبیه.
چو گربه نوازی کبوتر بردچو فربه کنی گرگ، یوسف درد
هوش مصنوعی: وقتی که به گربه محبت کنی، کبوتر را میبرد. اگر هم گرگی را چاق کنی، یوسف هم در درد و رنج میافتد.
بنایی که محکم ندارد اساسبلندش مکن ور کنی زو هراس
هوش مصنوعی: اگر بنا پایههای محکمی نداشته باشد، برایش پایههای بلند نساز و اگر از آن بترسی، نباید به آن نزدیک شوی.
چه خوش گفت بهرام صحرانشینچو یکران توسن زدش بر زمین
هوش مصنوعی: بهرام، مرد صحرانشین، به زیبایی گفت که وقتی اسبش به زمین کوبید، چه حال خوشی پیدا کرد.
دگر اسبی از گله باید گرفتکه گر سر کشد باز شاید گرفت
هوش مصنوعی: باید به دنبال یک اسب تازه از گله بود، زیرا اگر اسب قبلی سرکشی کند، ممکن است دوباره تسلط بر آن امکانپذیر نباشد.
ببند ای پسر دجله در آب کاستکه سودی ندارد چو سیلاب خاست
هوش مصنوعی: ای پسر، وقتی که دجله در آب پایین آمده است، آن را ببند، زیرا وقتی که سیلاب به راه میافتد، دیگر فایدهای ندارد.
چو گرگ خبیث آمدت در کمندبکش ور نه دل بر کن از گوسفند
هوش مصنوعی: اگر گرگ بدجنس به دام تو افتاد، او را بکش وگرنه دل از گوسفند بکن و آن را رها کن.
از ابلیس هرگز نیاید سجودنه از بد گهر نیکویی در وجود
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان از ابلیس انتظار سجده و عبادت داشت، زیرا نمیتوان به شرافت و نیکویی از شخصیتی که ذاتش بد است، امید داشت.
بد اندیش را جاه و فرصت مدهعدو در چه و دیو در شیشه به
هوش مصنوعی: به فردی که افکار منفی و ناپسند دارد، مقام و موقعیت ندهید، زیرا دشمن در کمین است و ممکن است در دور و بر شما به مشکلاتی دامن بزند.
مگو شاید این مار کشتن به چوبچو سر زیر سنگ تو دارد بکوب
هوش مصنوعی: نگو شاید این مار را با چوب کشتهای، چون سرش زیر سنگی است که تو به آن میکوبی.
قلم زن که بد کرد با زیردستقلم بهتر او را به شمشیر دست
هوش مصنوعی: اگر کسی با کلامش به دیگران ظلم کند، باید بداند که در برابر ظلم، قدرت و قیام وجود دارد که میتواند او را مجازات کند.
مدبر که قانون بد مینهدتو را میبرد تا به دوزخ دهد
هوش مصنوعی: مدیری که قوانین نادرست وضع میکند، تو را به سمت جهنم سوق میدهد.
مگو ملک را این مدبر بس استمدبر مخوانش که مدبر کس است
هوش مصنوعی: نگو که این فرد توانا و زیرک برای حکومت کافی است. او را زیرک نخوان چون هیچ کسی زیرک نیست.
سعید آورد قول سعدی به جایکه ترتیب ملک است و تدبیر رای
هوش مصنوعی: سعید این گفته سعدی را به خاطر آورد که در جایی که کشور و مدیریت آن ساماندهی میشود، اهمیت زیادی به تدبیر و برنامهریزی داده میشود.