تناجی
سعدی شیرازی

بخش ۱۰ - حکایت

یکی در نشابور دانی چه گفتچو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟
توقع مدار ای پسر گر کسیکه بی سعی هرگز به جایی رسی
سمیلان چو می بر نگیرد قدموجودی است بی منفعت چون عدم
طمع دار سود و بترس از زیانکه بی بهره باشند فارغ زیان