تناجی
سعدی شیرازی

بخش ۷ - حکایت

فرو کوفت پیری پسر را به چوببگفت ای پدر بی گناهم مکوب
توان بر تو از جور مردم گریستولی چون تو جورم کنی چاره چیست؟
به داور خروش، ای خداوند هوشنه از دست داور برآور خروش