تناجی
سعدی شیرازی

بخش ۷ - حکایت در عزت قناعت

یکی نیشکر داشت بر طَبقَریچپ و راست گردیده بر مشتری
به صاحبدلی گفت در کنج دهکه بستان و چون دست یابی بده
بگفت آن خردمند زیبا سرشتجوابی که بر دیده باید نبشت
تو را صبر بر من نباشد مگرولیکن مرا باشد از نیشکر
حلاوت ندارد شکر در نیَشچو باشد تقاضای تلخ از پیش