بخش ۸ - حکایت
هوش مصنوعی: در این شعر، یکی از مردان فرهیخته به امیر ختن حریری میدهد و از خوشحالی مانند گلبرگ میشکفد. او دست امیر را میبوسد و میگوید که تشریف امیر ختن خوب است، اما خود او از امیر بهتر است. همچنین توصیه میکند که اگر کسی آزاده است، نباید برای کسی که بر روی فرش نشسته، احترام قائل شود.
یکی را ز مردان روشن ضمیرامیر ختن داد طاقی حریر
هوش مصنوعی: یکی از مردان باکمال و روشنفکر، به امیری در ختن، پارچهای لطیف و زیبا هدایتی تقدیم کرد.
ز شادی چو گلبرگ خندان شکفتنپوشید و دستش ببوسید و گفت:
ز شادی مانند گلبرگ خندان شکفته شد، دستش را بوسید و گفت:
چه خوب است تشریف میر ختنوز او خوب تر خرقهٔ خویشتن
هوش مصنوعی: چه خوب است که شخصی از سرزمین میر ختن به تشریفات برود و از او که خود بهتر از خرقه و لباسش باشد، بهرهمند شود.
گر آزادهای بر زمین خسب و بسمکن بهر قالی زمین بوس کس
هوش مصنوعی: اگر انسان آزادهای هستی، نباید بر روی زمین دراز بکشی و خود را به خاطر قالی زمین خوار کنی.