بخش ۷ - حکایت
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بزم و جشن ترکان اشاره میکند که در آن مریدی به صورت ناگهانی به ساز ضربه میزند. وقتی که مرید در حال کشیدن چنگ است، غلامان او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند. در ادامه شب به خاطر درد و ضربهها نمیخوابد و صبح روز بعد معلمی به او میگوید که اگر نمیخواهد مثل ساز دف آسیب دیده باشد، باید سرش را پایین نگه دارد و احتیاط کند. این شعر به نوعی هشدار و نصیحت به خودداری و احتیاط در زندگی است.
شنیدم که در بزم ترکان مستمریدی دف و چنگ مطرب شکست
هوش مصنوعی: در یک جشن و میهمانی که ترکان در آن حضور داشتند، شنیدم که مریدی از شدت شادی و مستی، دفتری را که برای نواختن موسیقی بود، شکست.
چو چنگش کشیدند حالی به مویغلامان و چون دف زدندش به روی
همچون ساز چنگ که موها و تارهایش را میکشند و مینوازند، غلامان موی او را گرفتند و (بر زمینش) کشیدند و همچون دف روی او را نواختند و زدند.
شب از درد چوگان و سیلی نخفتدگر روز پیرش به تعلیم گفت
هوش مصنوعی: شب به خاطر درد و زخمهای ناشی از چوگان و سیلی نتوانست بخوابد و روز بعد، پیر به او گفت که باید یاد بگیرد و درس بگیرد.
نخواهی که باشی چو دف روی ریشچو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که مانند دف بر روی ریش خود چون چنگ باشی، برادر، پس سر خود را پایین بینداز.