بخش ۱۲ - حکایت
هوش مصنوعی: در این شعر، راوی در نظامیه مشغول تحصیل است و از حسد یکی از دوستانش که بر او میبرد، گلایه میکند. او به استادش میگوید که وقتی او درباره معنی حدیث صحبت میکند، این دوست به او حسادت میورزد. استاد که شخصی فرزانه است، به تندگویی میگوید که حسادت از دوست پسندیده نیست و آن شخص را به خاطر غیبتش سرزنش میکند. او همچنین به راوی میگوید که اگر دوستش به راه نادرستی میرود، نباید او را دنبال کند.
مرا در نظامیه ادرار بودشب و روز تلقین و تکرار بود
هوش مصنوعی: من در مدرسه نظامیه همیشه دچار اضطراب و استرس بودم و هر روز مجبور به یادگیری و تکرار مطالب بودم.
مر استاد را گفتم ای پر خردفلان یار بر من حسد میبرد
هوش مصنوعی: به استاد گفتم: ای انسان باهوش، فلان دوست نسبت به من حسادت میکند.
چو من داد معنی دهم در حدیثبر آید به هم اندرون خبیث
هوش مصنوعی: وقتی من معنای واقعی را در داستان بیان کنم، در آنجا چیزهای زشت و ناپسند به نمایش درمیآید.
شنید این سخن پیشوای ادببه تندی برآشفت و گفت ای عجب!
هوش مصنوعی: رهبر فرهنگ و ادب وقتی این حرف را شنید به شدت ناراحت شد و گفت: "این چه حرف عجیبی است!"
حسودی پسندت نیامد ز دوستکه معلوم کردت که غیبت نکوست؟
هوش مصنوعی: حسادت تو به دوستت خوشایند نبود، چون او به تو نشان داد که غیبت کردن خوب نیست.
گر او راه دوزخ گرفت از خسیاز این راه دیگر تو در وی رسی
هوش مصنوعی: اگر او به راهی برود که به جهنم میانجامد، تو دیگر از این مسیر نمیتوانی به او برسی.