بخش ۱۴ - حکایت
هوش مصنوعی: در اینجا داستانی دربارهی پارسایان نقل میشود که یکی از آنها به یک فرد خوشخلق و بیخبر تاختن میکند، در حالی که دیگر پارسایان به عیبجویی از او مشغولند. اما در نهایت این ماجرا به یکی از صاحبنظران بازگو میشود که میگوید نه خوشخلقی حرام است و نه غیبت جایز.
شنیدم که از پارسایان یکیبه طیبت بخندید با کودکی
هوش مصنوعی: خبرهایی شنیدم که یکی از پارسایان با مهربانی و خنده به یک کودک نگاه کرد.
دگر پارسایان خلوت نشینبه عیبش فتادند در پوستین
هوش مصنوعی: برخی از پرهیزکاران که عزلت نشین هستند، به عیوب او اشاره کردند و او را در قالبی دیگر مورد قضاوت قرار دادند.
به آخر نماند این حکایت نهفتبه صاحب نظر باز گفتند و گفت
هوش مصنوعی: این داستان پنهان به پایان نمیرسد و کسانی که آگاهی دارند، به یکدیگر پیغام دادند و نظرات خود را بیان کردند.
مدر پرده بر یار شوریده حالنه طیبت حرام است و غیبت حلال!
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن و به یار شیدایت نگاه کن؛ نه زیبایی او ناپاک است و نه صحبت دربارهاش دور از انصاف.