بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد
سعدی در این گفتار، غیبت را که آشکار کردن عیوب مردم است را مذموم و ناپسند شمرده اما سه استثنا برایآن قائل شده و بیش از این سه کس را روا ندانسته و ناپسند شمرده است.
سه کس را شنیدم که غیبت رواستوز این درگذشتی چهارم خطاست
شنیدهام که غیبت سه کس اشکال ندارد، از این سه کس بیشتر و فراتر خطاست؛
یکی پادشاهی ملامت پسندکز او بر دل خلق بینی گزند
یکی حاکم و پادشاه ظالم که به مردم ظلم میکند و دل مردم از ستم او دردمند است.
حلال است از او نقل کردن خبرمگر خلق باشند از او بر حذر
از ظلمها و ستمهای او گفتن، حلال است تا که مردم از وی برحذر باشند و از او دوری کنند.
دوم پرده بر بیحیایی متنکه خود میدرد پرده بر خویشتن
دوم، تو در آبرومند کردن کسی که (خود در ملأ عام) بیحیایی میکند و آبروی خود را میبرد، مکوش.
ز حوضش مدار ای برادر نگاهکه او میدرافتد به گردن به چاه
که خود نتیجهاش را که در چاه افتادن (و پشیمان شدن است) خواهد دید.
سوم کژ ترازوی ناراست خویز فعل بدش هرچه دانی بگوی
سوم، گرانفروش بدکردار که (هر چه از گرانفروشی او) میدانی مردم را آگاه کن. (تا فریب نخورند) (کجترازو یعنی کمفروش، گرانفروش، متقلب)