تناجی
سعدی شیرازی

بخش ۱۰ - حکایت

یکی کرد بر پارسایی گذربه صورت جهود آمدش در نظر
قفایی فرو کوفت بر گردنشببخشید درویش پیراهنش
خجل گفت کانچ از من آمد خطاستببخشای بر من، چه جای عطاست؟
به شکرانه گفتا به سر بیستمکه آنم که پنداشتی نیستم
نکو سیرت بی تکلف برونبه از نیکنام خراب اندرون
به نزدیک من شبرو راهزنبه از فاسق پارسا پیرهن