بخش ۶ - حکایت
هوش مصنوعی: این شعر در وصف مرگ و ناپایداری زندگی است. شاعر با زبانی تند و کنایهآمیز به انسانی اشاره میکند که وقتی در برابر مرگ دیگران قرار میگیرد، خود را فراموش کرده و به سوگواری میپردازد. او هشدار میدهد که مرگ همواره در انتظار است و هر فرد باید به خود بیندیشد و مرگ خویش را به یاد آورد. تلاش شاعر بر این است که مخاطب را به یادآوری حقیقت مرگ و ناپایداری زندگی دعوت کند، و اینکه هیچکس نمیتواند از سرنوشت اجتناب کند. در نهایت، زندگی و مرگ به مثابه دو روی یک سکه هستند و نباید به نعمت زندگی مغرور شد.
قضا زندهای را رگ جان بریددگر کس به مرگش گریبان درید
هوش مصنوعی: سرنوشت، زندگی کسی را به پایان رساند و دیگران در سوگ او گریبان چاک کردند.
چنین گفت بینندهای تیز هوشچو فریاد و زاری رسیدش به گوش
هوش مصنوعی: یک بیننده باهوش چنین گفت: وقتی که صدای فریاد و زاری به او رسید.
ز دست شما مرده بر خویشتنگرش دست بودی دریدی کفن
هوش مصنوعی: اگر دست شما به او میرسید، میتوانستید پرده و کافن او را پاره کنید و او را از مرگ نجات دهید.
که چندین ز تیمار و دردم مپیچکه روزی دو پیش از تو کردم بسیچ
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که دارم نچرخ، زیرا دو روز پیش از تو به خودم بسیار پرداختم و به فکر تو بودم.
فراموش کردی مگر مرگ خویشکه مرگ منت ناتوان کرد و ریش
هوش مصنوعی: شاید فراموش کردهای که مرگ چگونه توانایی ناتوان را از پا میافتد و او را به زانو درمیآورد.
محقق که بر مرده ریزد گلشنه بر وی که بر خود بسوزد دلش
هوش مصنوعی: محقق وقتی بر قبر مرده گل بریزد، این کار را به خاطر آن مرده نمیکند، بلکه این عشق و احساس اوست که به خاطر خود او میسوزد و آتش میگیرد.
ز هجران طفلی که در خاک رفتچه نالی؟ که پاک آمد و پاک رفت
هوش مصنوعی: چه اندوهی از جدایی کودکی که به خاک سپرده شد؟ او بیگناه آمد و بیگناه رفت.
تو پاک آمدی بر حذر باش و پاککه ننگ است ناپاک رفتن به خاک
هوش مصنوعی: تو با پاکی و صفا به این دنیا آمدهای، پس همواره مراقب باش که پاک بمانی؛ زیرا ناپاکی و آلوده شدن عیب و ننگ بزرگی است.
کنون باید این مرغ را پای بستنه آنگه که سررشته بردت ز دست
هوش مصنوعی: اکنون باید این پرنده را مهار کرد، نه اینکه زمانی اقدام کنی که کنترل آن از دستانت خارج شده باشد.
نشستی به جای دگر کس بسینشیند به جای تو دیگر کسی
هوش مصنوعی: اگر تو در جای دیگری نشستهای، دیگران نیز به زودی جای تو را خواهند گرفت.
اگر پهلوانی و گر تیغزننخواهی به در بردن الا کفن
هوش مصنوعی: اگر به دنبال شجاعت و دلاوری هستی و نمیخواهی به جنگ بروی، تنها باید آمادهی مرگ باشی.
خر وحش اگر بگسلاند کمندچو در ریگ ماند شود پای بند
هوش مصنوعی: اگر اسب وحشی از بند رها شود، اما در شنها بماند، همچنان پایش به زمین خواهد بود.
تو را نیز چندان بود دست زورکه پایت نرفتهست در ریگ گور
هوش مصنوعی: تو هم به اندازهای قدرت داری که هنوز به خاک نمیخواهی بروی.
منه دل بر این سالخورده مکانکه گنبد نپاید بر او گردکان
هوش مصنوعی: به خودت زحمت نده و به این مکان کهنسال دل نبند، چرا که هیچچیز در این دنیا پایدار نیست و حتی گنبدها هم عمر محدودی دارند.
چو دی رفت و فردا نیامد به دستحساب از همین یک نفس کن که هست
هوش مصنوعی: روزی که گذشت دیگر برنمیگردد و فردایی نیز هنوز نیامده است، پس تنها به همین لحظه که اکنون در دست داری توجه کن.