بخش ۷ - حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اندوه و تأثر از فقدان مرگ جم میپردازد. او با نشان دادن زیبایی حریرین کفن جم و پوسیدگی بدن او، به این موضوع اشاره میکند که مرگ و فنا میتواند زیبایی و زندگی را از بین ببرد. شاعر در ادامه به فکر و تأمل در این موضوع میپردازد و به این نتیجه میرسد که هیچکس از مرگ نجات نخواهد یافت و سرنوشت همه انسانها یکسان است. او با اشاره به گذر زمان و فصلهای سال، به این نکته میرسد که باوجود زیباییهای زندگی، ما در نهایت به خاک تبدیل خواهیم شد.
فرو رفت جم را یکی نازنینکفن کرد چون کرمش ابریشمین
هوش مصنوعی: جم به همراهی یک انسان خوب و نازنین به خاک سپرده شد، مانند اینکه کرم ابریشم درون پیله خود را میپوشاند.
به دخمه برآمد پس از چند روزکه بر وی بگرید به زاری و سوز
هوش مصنوعی: پس از چند روز، به درون دخمه رفت که بر او گریان و دردناک شده بود.
چو پوسیده دیدش حریرین کفنبه فکرت چنین گفت با خویشتن
هوش مصنوعی: وقتی که کفنهای نرم و حریرین را پوسیده دید، به فکر فرو رفت و با خود چنین اندیشید.
من از کرم برکنده بودم به زوربکندند از او باز کرمان گور
من ابریشم رو با زور و زحمت از کرم ابریشم گرفته بودم ، اما اکنون کرم های گور کفن رو که از ابریشم هست از وی گرفتند
در این باغ سروی نیامد بلندکه باد اجل بیخش از بن نکند
هوش مصنوعی: در این باغ، درخت سرسبز و بلندی وجود ندارد که باد مرگ، ریشهاش را از زمین نکند.
قضا نقش یوسف جمالی نکردکه ماهی گورش چو یونس نخورد
تقدیر و سرنوشت به هرکسی که مانند یوسف زیبایی و شکوه ببخشد مرگ آن زیبایی را از وی میگیرد و او را نابود میکند مانند ماهی که یونس را خورده است
دو بیتم جگر کرد روزی کبابکه میگفت گویندهای با رباب:
هوش مصنوعی: روزی دو بیت شعر به شدت احساساتی و دلنشین سروده شد که گویندهای با ساز رباب آنها را اجرا میکرد.
دریغا که بی ما بسی روزگاربروید گل و بشکفد نوبهار
افسوس که روزهای زیادی بعد از ما سپری میشود و روزگار به کار خود مثل همیشه ادامه میدهد
بسی تیر و دی ماه و اردیبهشتبرآید که ما خاک باشیم و خشت
ماه ها و زمانهای بسیاری خواهد آمد و خواهد رفت در حالی که ما مردهایم و تبدیل به خاک و خشت شدهایم و جهان بدون ما به هستی خود ادامه میدهد