قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در ستایش ترکان خاتون و پسرش اتابک محمد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مدح و ستایش یک شخصیت مذهبی و سیاسی میپردازد که بهعنوان سایه محبت و لطف خداوند، حافظ دین و مذهب اسلام است. شاعر از این شخصیت میخواهد که همچنان بر سر اسلام سایه و حمایت داشته باشد. او به ویژگیهای برجسته این فرد اشاره میکند، از جمله علم دین، عصمت و صداقت. همچنین، شاعر به قدرت و عظمت این شخصیت و تأثیرش بر زندگی مردم و کشور اشاره دارد و تأکید میکند که تنها با همت و اراده میتوان بر مشکلات فائق آمد. در نهایت، شاعر دعا میکند که این شخصیت همواره در امنیت و آرامش باشد و بدخواهانش در عذاب و عواقب کارهای خود بمانند.
چه دعا گویمت ای سایهٔ میمون هماییارب این سایه بسی بر سر اسلام بپای
هوش مصنوعی: ای سایه خوشبخت، برایت دعا میکنم. ای کاش این سایه همیشه بر سر اسلام باقی بماند.
جود پیدا و وجود از نظر خلق نهاننام در عالم و خود در کنف ستر خدای
هوش مصنوعی: بخشندگی و generosity او آشکار است، اما وجودش برای مردم پنهان است. نام او در دنیا شناخته شده، اما خود او در پناه خداوند قرار دارد.
در سراپردهٔ عصمت به عبادت مشغولپادشاهان متوقف به در پردهسرای
هوش مصنوعی: در محل مقدس و پاکی، کسی که در مقام عبادت است، به خاطر بزرگی و مقامش، دیگران در ورودی آنجا متوقف میشوند و نمیتوانند وارد شوند.
آفتاب اینهمه شمع از پی و مشعل در پیشدست بر سینه نهندش که به پروانه درآی
هوش مصنوعی: خورشید با این همه شمع و مشعل که در دستان خود دارند، بر سینهاش مینوازند تا پروانهها به سویش بیایند.
مطلع برج سعادت فلک اختر سعدبحر دردانهٔ شاهی، صدف گوهرزای
هوش مصنوعی: در آغاز آسمان خوشبختی، ستاره ای به نام سعد درخشیدن گرفته است. این ستاره مانند دانه گرانبهایی در دریا، نشان از پادشاهی و رائهٔ ارزشها دارد.
حرم عفت و عصمت به تو آراسته بادعَلَم دین محمد به محمد برپای
هوش مصنوعی: آرزو میکنم که حریم پاکی و عفت تو به بهترین وجه زینت یابد و علم دین محمد بر پایه شخصیت تو برقرار گردد.
خلف دودهٔ سلغر، شرف دولت و ملکملک آیت رحمت، ملک ملکآرای
هوش مصنوعی: فرزند خانوادهٔ سلغر، نشانهٔ بزرگ منشی و سلطنت است. این پادشاهی تجلی بخش رحمت و خود از زینتهای سلطنت به شمار میآید.
سایهٔ لطف خدا، داعیهٔ راحت خلقشاه گردنکش دشمن کش عاجز بخشای
هوش مصنوعی: سایهٔ رحمت خداوند، خواستهٔ آسایش مردم ناشی از قدرت و شجاعت شاهی است که دشمنان را شکست میدهد و در عین حال نیازمندان را نوازش میکند.
ملک ویران نشود خانهٔ خیر آباداندین تغیر نکند قاعدهٔ عدل به جای
هوش مصنوعی: اگر زمین و آبادی از دست برود، اما دین و قوانین عدالت ثابت و تغییر ناپذیر بمانند، این ویرانی به معنای واقعی از بین رفتن نیست.
ای حسود ار نشوی خاک در خدمت اودیگرت باد به دستست برو میپیمای
هوش مصنوعی: ای حسود، اگر تو در خدمت او خاک شوی، باز هم باک نیست، چون بقیهی کارهایت در دست توست، برو و از زندگیات لذت ببر.
هر که خواهد که در این مملکت انگشت خلافبر خطایی بنهد، گو برو انگشت بخای
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد در این سرزمین بر خطایی انگشت اتهام بگذارد، باید ابتدا خود را مورد بررسی قرار دهد.
جهد و مردی ندهد آنچه دهد دولت و بختگنج و لشکر نکند آنچه کند همت و رای
هوش مصنوعی: کوشش و شجاعت انسان نمیتواند به اندازهی آنچه که سرنوشت و شانس به او میدهد، بازده داشته باشد. ثروت و قدرت نیز به اندازهی اراده و تفکر انسان تأثیرگذار نیستند.
قدم بنده به خدمت نتوانست رسیدقلم از شوق و ارادت به سر آمد نه به پای
هوش مصنوعی: نمیتوانستم به خدمت بیایم، ولی قلم از شوق و ارادتم به سر آمد، نه به خاطر پاهای خودم.
جاودان قصر معالیت چنان باد که مرغنتواند که برو سایه کند غیر همای
هوش مصنوعی: به طوری همیشه یاد و نام تو در بالاترین مرتبه باشد که حتی پرندهای نتواند سایهاش را بر آن بیفکند، جز پرندهای خاص و بیهمتا.
نیکخواهان تو را تاج کرامت بر سربدسگالان تو را بند عقوبت در پای
هوش مصنوعی: خیرخواهان تو را با عزت و کرامت گرامی میدارند، اما بدخواهان تو را با مجازات و عواقب سخت مواجه میسازند.