تناجی
سعدی شیرازی

رباعی شمارهٔ ۳۹

بوی بغلت می‌رود از پارس به کیشهمسایه به جان آمد و بیگانه و خویش
و استاد تو را از بغل گنده خویشبوی تو چو مشک و زعفران باشد پیش