قطعه شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات آرزوی عشق پنهانی را دارد که بخواهد عشق و زیبایی معشوق را در دل خود حفظ کند، بدون آنکه دیگران از آن آگاه شوند. او به عواقب عشق نیز اشاره میکند و میگوید که هر گناهی جزایی دارد و در عشق، این جزا از رقیبان و حریفان میآید.
شبی خواهم که پنهانت بگویمنهان از آشنایان و غریبان
هوش مصنوعی: شبی را میخواهم که در آن به طور مخفیانه از عشق تو صحبت کنم، دور از چشم آشناها و بیگانهها.
چنان در خود کشم چوگان زلفتکزو غافل بود گوی گریبان
هوش مصنوعی: من آنچنان در دلم مشغول زیباییهای زلف تو هستم که مانند گوی در بازی چوگان، از چیزی غیر از تو غافل و بیخبر هستم.
ولیکن هر گناهی را جزاییستگناه عشق را جور رقیبان
هوش مصنوعی: اما هر گناهی را جزایی هست، جزای عشق، سختیهایی است که از سوی رقیبان به وجود میآید.