شمارهٔ ۱۵۹
هوش مصنوعی: این شعر بیان میکند که همچنان که مشرق و مغرب به هم نمیپیوندند، ارتباط میان عالم و جاهل نیز ممکن نیست. اگر به اجبار یا قضا ارتباطی میان آنها برقرار شود، هر دو در قید و بند خواهند بود. عالم به خاطر عادت خود نمیتواند درک و فهم خود را به جاهل منتقل کند و جاهل نیز نمیتواند علم را درک کند. به این ترتیب، ارتباط مفهومی میان این دو گروه غیرممکن به نظر میرسد.
چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندندمیان عالم و جاهل تألفست محال
هوش مصنوعی: چنان که شرق و غرب هرگز به هم نمیرسند، برقراری ارتباط میان دانشمند و نادان نیز غیرممکن است.
وگر به حکم قضا صحبت اتفاق افتدبدانکه هر دو به قید اندرند و سجن و وبال
هوش مصنوعی: اگر به خواست تقدیر برخوردی پیش آید، بدان که هر دو طرف در بند و گرفتارند و عواقب بدی را تحمل میکنند.
که آن به عادت خویش انبساط نتواندوز این نیاید تقریر علم با جهال
هوش مصنوعی: این شخص عادت دارد که نتواند احساس راحتی کند و از این رو نمیتواند درباره علم و دانش به افرادی که نادان هستند، به درستی صحبت کند.