حکایت شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: در این متن، فردی به یاد میآورد که در دوران بچگی متدین بوده و به عبادت و زهد علاقهمند بوده است. شبی در کنار پدرش مشغول عبادت بوده و مشاهده کرده که دیگران خوابشان برده است. او از پدرش میپرسد که چرا هیچیک از آنها بیدار نمیشوند و پدر در پاسخ به او میگوید که اگر خود او هم بخوابد، بهتر است تا اینکه در ظاهر خود را مشغول به عبادت نشان دهد. او ادامه میدهد که تنها کسی که در دنیا میتواند خود را ببیند، خود فرد است و اگر کسی بخواهد حقیقت را ببیند، باید بر خود آگاهی داشته باشد و نگذارد که در پندارهای بیاساس غرق شود.
یاد دارم که در ایام طُفولیّت مُتَعَبِّد بودمی و شبخیز و مُوْلَعِ زهد و پرهیز.
هوش مصنوعی: در دوران کودکیام به عبادت و پرهیز از دنیا علاقمند بودم و شبها بیدار میماندم.
شبی در خدمتِ پدر، رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مُصْحَفِ عزیز بر کنار گرفته و طایفهای گردِ ما خفته.
هوش مصنوعی: یک شب در کنار پدرم نشسته بودم و تمام شب چشمم را بر هم نگذاشتم. قرآن عزیز را در کنار خود داشتم و عدهای از اطرافیان نیز در خواب بودند.
پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمیدارد که دوگانهای بگزارد. چنان خوابِ غفلت بردهاند که گویی نخفتهاند که مردهاند.
طاهری فر : به پدر گفتم: هیچکدام از این افراد بیدار نمیشوند نماز صبح را بخوانند. چنان در خواب غفلت فرو رفتهاند که انگار نه تنها بیدار نیستند، بلکه به حالتی مرده مانند به سر میبرند.
گفت: جانِ پدر! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستینِ خلق افتی.
هوش مصنوعی: گفت: ای جان پدر! تو هم اگر بخوابی، بهتر است تا این که در دل مردم بیفتی و مورد قضاوت آنها قرار بگیری.
نبیند مدّعی جز خویشتن را که دارد پردهٔ پندار در پیش
گزافهگو و لافزن جز خود کسی را نمیبیند (به حساب نمیآرد)، زیرا حجابِ تیرهٔ گمانِ باطل در پیشِ چشم آویخته دارد.
گرت چشمِ خدا بینی ببخشند نبینی هیچکس عاجزتر از خویش
اگر نگاه خداوند را به تو ببخشند؛ میبینی، هیچکس عاجزتر از خودت نیست.