حکایت شمارهٔ ۲۳
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده از تجربیات شخصی خود در مسیر روحانی و مواجهه با انتقادات و بدبینیهای دیگران صحبت میکند. او ابتدا از بخشایش الهی سخن میگوید که به او توفیق داده تا در جمع اهل تحقیق قرار گیرد. او به تأثیر درویشان و صدق نفس آنها بر تغییر اخلاق خود اشاره میکند و میگوید که با ترک هوا و هوس، با انتقادهای مردم روبرو شده است.
نویسنده احساس میکند که نمیتواند از زبان مردم رهایی یابد و او این موضوع را با معلم خود در میان میگذارد. جواب معلم به او این است که باید شکر نعمتها را بهجا آورد و به بداندیشان اهمیت ندهد. او تأکید میکند که بودن نیک، حتی اگر دیگران فکر کنند بد است، از بودن بد و دیده شدن نیک بهتر است. در نهایت، او میگوید که سعی دارد از انتقادات پنهان بماند و در دلش رازهایش را دارد، زیرا خداوند بهتر از هر کس به درون او آگاه است.
بخشایِشِ الهی گمشدهای را در مَناهی، چراغِ توفیق فرا راه داشت تا به حلقهٔ اهلِ تحقیق در آمد.
عفو خداوندی پیشِ گمگشتهٔ بیابانِ گناهی، چراغ هدایت نهاد تا به مجمع حقپرستانِ صاحبدل درآمد.
به یُمنِ قدمِ درویشان و صدقِ نَفَسِ ایشان ذَمایمِ اخلاقش به حَماید مبدّل گشت.
به مبارکقدمیِ درویشان و پاکدمی و خوشنفسیِ آنان خویِ زشت بگذاشت و بجای آن خُلقی ستوده یافت.
دست از هوا و هوس کوتاه کرده و زبانِ طاعنان در حقِ او همچنان دراز، که بر قاعدهٔ اوّل است و زهد و طاعتش نامُعَوَّل.
خواهشِ نَفْس از خود رانده بود ولی بدگویان هنوز زبان به سرزنش وی میگشودند یعنی بر عادتِ نخستین است و بر پارسایی و عبادتش اعتماد نشاید.
به عذر و توبه توان رستن از عذابِ خدایولیک مینتوان از زبانِ مردم رَست
با پوزش و بازگشت میتوان از عقوبت الهی رهایی یافت ولی از دستِ زبانِ مردم بداندیش رویِ نجات میسّر نیست و نتوان آسود.
طاقت جورِ زبانها نیاورد و شکایت پیشِ پیرِ طریقت برد.
هوش مصنوعی: زبانها طاقتِ تحمل یکدیگر را نداشتند و بابت این موضوع شکایت را به پیشِ بزرگِ راه و روش خود بردند.
جوابش داد که: شکرِ این نعمت چگونه گزاری که بهتر از آنی که پندارندت؟!
هوش مصنوعی: پاسخش این بود که چگونه میتوان شکر این نعمت را به جا آورد، در حالی که بهتر از آنچه فکر میکنند وجود دارد؟
چند گویی که بد اندیش و حسودعیبجویانِ منِ مسکینند؟
تا کی میگویی که دشمن و حاسد، پژوهندهٔ نقصهای منند؟
گه به خون ریختنم برخیزندگه به بد خواستنم بنشینند
گاه به کشتنم قیام کنند و گاه به بدخواهیام انجمن سازند.
نیک باشی و بدت گوید خلقبه که بد باشی و نیکت بینند
اگر نیک سیرت باشی و مردم تو را بد پندارند از آن بهتر است که تو را نیک شمارند و خود بد باشی.
لیکن مرا -که حُسنِ ظَنِّ همگنان در حقّ من به کمال است و من در عینِ نقصان؛ روا باشد اندیشه بردن و تیمار خوردن.
هوش مصنوعی: اما برای من که دیگران به من نیک مینگرند و خودم در حال کمبود هستم، جایز است که فکر و احساساتی داشته باشم و به خودم رسیدگی کنم.
اِنّی لَمُسْتَتَرٌ مِنْ عَیْنِ جیرانیوَ اللهُ یَعْلَمُ أَسْرارِي وَ أَعْلاني
من از دیدهٔ همسایگان همانا پنهانم و خدا نهان و آشکارِ مرا میداند.
در بسته به روی خود ز مردمتا عیب نگسترند ما را
گوشهٔ عزلت گرفته و از مردم بریدهایم تا بیشْ عیبِ ما نگویند.
در بسته چه سود و عالِمالغیبدانایِ نهان و آشکارا
در به روی خود از خلق بستن و در گوشه نشستن بیهوده است؛ [زیرا] دانندهٔ نهان، رازهای در پرده و کارهای برملای تو را میبیند.