تناجی
سعدی شیرازی

حکایت شمارهٔ ۲۴

پیشِ یکی از مشایخ گله کردم که: فلان به فَسادِ من گواهی داده است.
گفتا: به صَلاحش خجل کن!
تو نیکو روِش باش تا بَدسگالبه نقصِ تو گفتن نیابد مَجال
چو آهنگِ بربَط بود مستقیمکی از دستِ مطرب خورد گوشمال؟