حکایت شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: داستان درباره جوانی شاداب و خوشزبان است که زمانی در جمعی شاد زندگی میکرد اما با گذشت زمان و برآورده شدن خواستههایش مثل ازدواج و داشتن فرزندان، شادابیاش را از دست میدهد. او به دوستش میگوید که وقتی بچهها را بزرگ کرده، دیگر فرصت جوانی و بازی ندارد. جملاتی از اشعار حافظ هم به کار میبرد که نشاندهنده تغییرات طبیعی در زندگی است و اینکه جوانی و شادابی به مرور زمان از بین میرود. در آخر به پیرزنی اشاره میکند که موی خود را سیاه کرده، و به او میگوید که این تلاشها برای جوانتر به نظر رسیدن فایدهای ندارد و تغییرات طبیعی زندگی قابل انکار نیستند.
جوانی چست لطیف خندان شیرین زبان در حلقه عشرت ما بود که در دلش از هیچ نوعی غم نیامدی و لب از خنده فرا هم.
هوش مصنوعی: جوانی خوش خلق و باطن لطیف و خندان در جمع ما بود که هیچ نوع غمی در قلبش حس نمیشد و همواره لبخند بر لب داشت.
روزگاری برآمد که اتفاق ملاقات نیوفتاد. بعد از آن دیدمش زن خواسته و فرزندان خاسته و بیخ نشاطش بریده و گل هوس پژمریده.
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسید که دیگر ملاقات انجام نشد. پس از آن او را دیدم که همسر و فرزندانی دارد و شادابی و نشاطش کاهش یافته و آرزوهایش پژمرده شده است.
پرسیدمش: چگونهای و چه حالت است؟
هوش مصنوعی: از او پرسیدم: حالتان چطور است و اوضاع چطور پیش میرود؟
گفت: تا کودکان بیاوردم دگر کودکی نکردم.
هوش مصنوعی: گفت: تا وقتی که بچهها را بزرگ کردم، دیگر به فکر کودکی خودم نبودم.
ما ذَا الصِّبیٰ و الشَّیبُ غَیَّرَ لِمَّتیوَ کَفیٰ بِتَغییرِ الزَّمانِ نَذیراً
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تغییرات زندگی و زمان باعث دگرگونی در انسان میشود. جوانی و پیری هر دو، تنها بهانههایی هستند که نشان میدهند زمان چگونه میتواند ما را تحت تاثیر قرار دهد و هر چقدر هم که بخواهیم از تغییرات زندگی دوری کنیم، در نهایت نشانههای زمان به ما هشدار میدهد.
چون پیر شدی ز کودکی دست بداربازی و ظرافت به جوانان بگذار
هوش مصنوعی: وقتی که سن تو بالا رفت و دیگر نوجوان نیستی، دیگر وقت بازی و زیباییهای کودکانه نیست. این امور را به جوانترها بسپار و خودت به کارهای جدیتر بپرداز.
طرب نوجوان ز پیر مجویکه دگر ناید آب رفته به جوی
هوش مصنوعی: دلتنگی و شادی نوجوانی را از پیران نخواه، زیرا دیگر نمیتوان آبی که رفته به جوی را به عقب برگرداند.
زرع را چون رسید وقت درونخرامد چنان که سبزه نو
هوش مصنوعی: زمانی که وقت برداشت محصول فرا میرسد، مانند سبزهای که تازه رشد کرده، نباید بیدلیل و بیقرار شد.
دور جوانی بشد از دست منآه و دریغ آن زمن دل فروز
هوش مصنوعی: دورانی که جوان بودم و شاد بودم، از دستم رفت و من میگویم ای کاش آن زمان را دوباره داشتم؛ زمانی که دل من پر از نور و شادی بود.
قوت سرپنجه شیری گذشتراضی ام اکنون به پنیری چو یوز
هوش مصنوعی: توانمندی و قدرت یک شیر را با آنچه که بدست آوردهام میسنجم و اکنون از داشتن یک تکه پنیر شادمانم، حتی اگر به اندازهی یوز نباشد.
پیرزنی موی سیه کرده بودگفتم ای مامک دیرینه روز
هوش مصنوعی: زنی سالخورده که موهایش را سیاه کرده بود، به او گفتم: ای مادر قدیمی و با تجربه.
موی به تلبیس سیه کرده گیرراست نخواهد شدن این پشت کوز
هوش مصنوعی: موهای سیاه را با کلاه جالبی بپوشان، اما این کار باعث نمیشود که پشتت صاف و راست شود.