حکمت شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به نقد نادانی و بیفکری میپردازد. او میگوید که نادانی بهتر از سخن گفتن بیفکرانه است و اگر کسی به مصلحت خود آگاه بود، دیگر نادان نمیماند. شاعر با بیان مثالی از یک خر که به آن آموزش میدهند، نشان میدهد که حیوانات حتی بیشتر از انسانهای نادان میفهمند که نباید بیمورد صحبت کنند. او به این نتیجه میرسد که بهتر است انسانها مانند حیوانات سکوت کنند تا سخنهای نادرست نگویند. در نهایت، او تأمل قبل از پاسخگویی را ضروری میداند و هشدار میدهد که بدون تفکر، سخنان نادرست به بار میآورد.
نادان را به از خاموشی نیست وگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی.
هیچ چیزی برای انسانِ نادان بهتر از سکوت نیست، و البته اگر این را میدانست و عمل میکرد اصلا نادان محسوب نمیشد.
چون نداری کمالِ فضل آن بهکه زبان در دهان نگه داری
وقتی که از کمال و فضیلتی برخوردار نیستی یا در مورد موضوعی سواد کافی نداری، بهتر است که زبانت را در دهان نگهداری و چیزی نگویی.
آدمی را زبان فضیحه کندجوزِ بیمغز را سبکساری
انسان را حرفزدن رسوا میکند (توخالی بودن و بیهنربودن انسان را زبانش آشکار میکند) و توخالیبودن گردو را سبکبودنش آشکار میکند.
خری را ابلهی تعلیم میدادبر او بر صرف کرده سعیِ دایم
هوش مصنوعی: ابلهی در حال آموزش یک خر است و تلاش میکند که همیشه بر روی آن کار کند.
حکیمی گفتش ای نادان چه کوشی؟در این سودا بترس از لوم ِ لایم
هوش مصنوعی: حکیمی به فرد نادانی میگوید: چه تلاشی بیهوده میکنی؟ در این کار خطر سرزنش و ندامت وجود دارد.
نیاموزد بهایم از تو گفتارتو خاموشی بیاموز از بهایم
از من سخن گفتن را یاد نگیر؛
بلکه از من خاموشی را بیاموز.
هر که تأمل نکند در جواببیشتر آید سخنش ناصواب
کسی که قبل از حرف زدن فکر نکند، اشتباه در سخنانش بیشتر میشود.
یا سخن آرای چو مردم به هوشیا بنشین چون حیوانان خموش
یا مثل یک انسان، با تأمل و آگاهانه و فکرشده سخن بگو، یا اگر نمیتوانی، مثل حیوانات ساکت باش.