غزل شمارهٔ ۱۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به این موضوع اشاره میکند که زیبایی و نور خورشید وقتی تحت تاثیر وجود محبوب و یا لحظات خاص قرار میگیرد، به چشم نمیآید. او از شنیدنیهای طبیعت و زمان شناختن فرصتها به عنوان لحظات مهم یاد میکند. همچنین، شاعر ابراز میدارد که عشق و غم میتواند فشار زیادی به دل انسان وارد کند و از محبوبش میخواهد که با نگاهش به دل او آسیبی نرساند. به طور کلی، شعر به احساسات عاشقانه، تأثیر زیبایی و ضرورت شناخت زمانهای خاص در زندگی اشاره دارد.
پیش رویت قمر نمیتابدخور ز حکم تو سر نمیتابد
پیش چهرهٔ تابانت ماه از تابش باز میماند و خورشید هم از حکم تو سرپیچی نمیکند. [خور: خورشید / کنایه: سر تابیدن (روی گردانیدن، نا فرمانی کردن) /تشبیه تفضیلی: روی به قمر و قدرت معشوق به خورشید و برتری معشوق بر این دو.] - منبع: شرح غزلهای سعدی
نیکویی خوی کن که نرگس مستبر تو با کین و شر نمی تابد
معنی : نیکویی را خوی و منش خویش قرار بده، زیرا که نرگس مست… [نرگس : -> بیت ششم غزل نود / استعارهٔ مصرّحه: نرگس مست (چشم خمار معشوق)] - منبع: شرح غزلهای سعدی
دم غنیمت بدان، زمان بشناسزهره وقت سحر نمیتابد
زهره : -> بیت چهارم غزل ۱۳۳ / «در بعضی نسخهها این دو مصراع را یک بیت کردهاند، ولی از یک نسخه چنین استنباط شد که دو بیت بوده و از هر یک مصراعی ساقط شده. در نسخه های چاپی شعر را چنین نوشتهاند: "با درخشندگی چشم خوشت زهره وقت سحر نمیتابد" و این غزل در نسخ بسیار قدیم نیست.» (کلیات سعدی، محمدعلی فروغی، ۴۶۹). و مرحوم حبیب یغمایی این غزل را الحاقی و مشکوک میداند. (غزلیات سعدی، ۷۵۰) / معنی: زهره در سحرگاهان نمیتابد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آتش اندر درون شب بنشستکه تنورم مگر نمیتابد
از آنجا که سینهٔ سوزانم روشنی ندارد، آتش درون شب (خورشید) هم نمیتابد و روشنایی نمیبخشد.[ مگر: قید تاکید است، همانا، بهدرستی / حسن تعلیل: نبودن روشنایی در شب به دلیل نتابیدن تنور سینهٔ سعدی است.] - منبع: شرح غزلهای سعدی
بار عشقت کجا کشد دل منکه قضا و قدر نمیتابد
بار عشق تو را که حتی قضا و قدر هم از تحمل آن عاجزند، دل من چگونه به دوش کشد و حمل کند؟ [ قضا و قدر: حکم الهی، سرنوشت / تابیدن: تحمل کردن /تشبیه: عشق به بار (اضافهٔ تشبیهی).] - منبع: شرح غزلهای سعدی
ناوک غمزه بر دل سعدیمزن ای جان چو بر نمیتابد
ای جان، تیر غمزهات را بر دل سعدی مزن، زیرا قادر به تحمل آن نیست! [ ناوک: تیر کوچک / غمزه: ناز و عشوه، اشاره به چشم و ابرو / تابیدن: تحمل کردن /تشبیه: غمزه به ناوک ] - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی