غزل شمارهٔ ۲۵۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر سعدی به موضوع دوستی و روابط انسانی میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که حتی در شرایط سخت و بروز تنشها، دوستان باید به یکدیگر احترام بگذارند و انتقام نگیرند. سعدی بیان میکند که عشق و دوستی نیاز به توجه و محبت دارند و بر این باور است که باید به یکدیگر نیکو نظر کرد و از ملایمت و محبت دریغ نکرد. او همچنین به زیبایی و اهمیت روابط انسانی میپردازد و تأکید میکند که عشق واقعی باید شامل صبر و تحمل باشد. در نهایت، شاعر از دوستان میخواهد که در دوستیها کوتاهی نکنند و به محبتهای ناتمام ادامه دهند.
اگر تو برشکنی دوستان سلام کنندکه جور قاعده باشد که بر غلام کنند
معنی: اگر تو روی بگردانی دوستان بر
تو سلام خواهند داد؛ زیرا قاعده بر این است که بر بنده ستم روا دارند؛ پس کار تو
بیرون از رسم و قاعده نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هزار زخم پیاپی گر اتفاق افتدز دست دوست نشاید که انتقام کنند
هوش مصنوعی: اگر بارها از طرف دوست دچار زخم و ناراحتی شویم، نباید درصدد انتقام برآییم.
به تیغ اگر بزنی بیدریغ و برگردیچو روی باز کنی بازت احترام کنند
هوش مصنوعی: اگر به کسی آسیب برسانی و بعد از آن به راحتی برگشتی، باز هم به تو احترام میگذارند.
مرا کمند میفکن که خود گرفتارملویشه بر سر اسبان بدلگام کنند
معنی: برای من کمند مینداز، من خود
اسیر و گرفتارم؛ زیرا دهانبند را بر سر اسبان چموش میگذارند. / . لَويشه: حلقه ریسمان باشد که بر چوبی نصب
کنند و لب بالای اسب بدنعل را در آن نهاده، تاب دهند تا عاجز شود و حرکت ناپسندیده
نکند. (لغتنامه) - منبع: شرح غزلهای سعدی
چو مرغ خانه به سنگم بزن که بازآیمنه وحشیم که مرا پایبند دام کنند
معنی: مرا مثل مرغ خانگی با سنگ بزن
تا ببینی که باز هم برمیگردم. من مرغ وحشی نیستم که پای مرا در دام بگذارند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
یکی به گوشه چشم التفات کن ما راکه پادشاهان گهگه نظر به عام کنند
هوش مصنوعی: لطفاً یک نگاه محبتآمیز به ما بینداز، مثل اینکه پادشاهان گاهی به مردم عادی توجه میکنند.
که گفت در رخ زیبا حلال نیست نظرحلال نیست که بر دوستان حرام کنند
هوش مصنوعی: کسی که میگوید در چهره زیبا نگاه کردن مجاز نیست، اشتباه میکند؛ چرا که نباید بر دوستان محبوب، چیزی را حرام کرد.
ز من بپرس که فتوی دهم به مذهب عشقنظر به روی تو شاید که بر دوام کنند
معنی: از من که مفتی مذهب عاشقانم
بپرس تا بگویم که نه یک نظر، بلکه شایسته است که مدام و پیوسته به تو بنگرند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
دهان غنچه بدرد نسیم باد صبالبان لعل تو وقتی که ابتسام کنند
معنی: آنگاه که لبان لعلگون تو به
خنده درآیند باد صبا دهان غنچه را میدَرَد و میشکوفاند که دیگر با تنگی دهان تو
پهلو نزند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
غریب مشرق و مغرب به آشنایی توغریب نیست که در شهر ما مقام کنند
هوش مصنوعی: آدمی که در مشرق و مغرب دنیا غریبه است، به خاطر آشنایی با تو در این شهر احساس غریبی نمیکند و اینجا جایی برای او است.
من از تو روی نپیچم که شرط عشق آن استکه روی در غرض و پشت بر ملام کنند
هوش مصنوعی: من از تو روی نمیگردانم، زیرا در عشق اینگونه است که باید به هدف نگاه کرد و از سرزنشها چشم پوشید.
به جان مضایقه با دوستان مکن سعدیکه دوستی نبوَد هر چه ناتمام کنند
معنی: ای سعدی، حتی جان خویش را هم
از دوستان مضایقه مکن؛ زیرا هر کاری را که
دوست میخواهد اگر به شکل ناتمام انجام دهند، نمیتوان گفت که شرط دوستی را
به جای آوردهاند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی