غزل شمارهٔ ۳۱۷
هوش مصنوعی: این شعر بهار و آزادی را به تصویر میکشد و حسرت بلبل را بیان میکند که در قفس به سر میبرد. شاعر درباره درد و رنج ناشی از بیوفایی انسانها صحبت میکند و در عین حال از محبت و دوستی هم سخن میگوید. او از نگرانی خود درباره مرگ و زندگی یاد میکند و بیان میکند که با یاد دوستان، از دلتنگیها رهایی مییابد. در نهایت، سعدی از عموم میخواهد که به فریاد او برسند و میگوید که در جهان تنها مانده است و نیاز به یاری دارد.
بوی بهار آمد بنال ای بلبلِ شیریننفسور پایبندی همچو من، فریاد میخوان از قفس
هوش مصنوعی: بوی بهار به مشام میرسد، ای بلبل نازنین، نوحهسرایی کن. اگر تو هم به اندازه من در قفس ماندهای، فریاد بزن و آواز بخوان.
گیرند مردم دوستان؛ نامهربان و مهربانهر روز خاطر با یکی، ما خود یکی داریم و بس
هوش مصنوعی: مردم به دوستانی با ویژگیهای مختلف و گاهی متضاد دچار میشوند. هر روز این وضعیت ادامه دارد و هر فرد تنها یک دوست واقعی دارد که با آن در ارتباط است.
محمولِ پیشآهنگ را از من بگو ای ساربانتو خواب میکن بر شتر، تا بانگ میدارد جرس
معنی: ای ساربان، به معشوقی که پیشرو قافله است
بگو: تا زمانی که زنگ کاروان در صداست، بر اشتر بیارامد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
شیرینبضاعت بر مگس چندان که تندی میکنداو بادبیزن همچنان در دست و میآید مگس
معنی: معشوقی که شیرینحرکاتی و نوشینلبی سرمایه
اوست، هر قدر که تندی میکند و مگس را با بادبیزن میراند، باز هم مگس به سوی او
میآید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
پند خردمندان چه سود اکنون که بندم سخت شد؟گر جَستم این بار از قفس، بیدار باشم زین سپس
هوش مصنوعی: پند و نصیحت افراد با دانش و خرد به چه کار میآید اکنون که من در شرایط دشواری قرار دارم؟ اگر این بار از این قفس رهایی یابم، باید هوشیار و بیدار باشم از آن moment به بعد.
گر دوست میآید برم یا تیغ دشمن بر سرممن با کسی افتادهام کز وی نپردازم به کس
هوش مصنوعی: اگر دوست بیاید و مرا برساند یا تیغ دشمن بر سرم باشد، من با کسی آشنا شدهام که از او دست نخواهم کشید و هیچکس را جای او نمیگذارم.
با هر که بنشینم دمی کز یاد او غافل شومچون صبحِ بیخورشیدم از دل بر نمیآید نفس
هوش مصنوعی: هر کسی که با او نشستهام، به مدت کوتاهی هم که شده از یاد او غافل شوم، مانند صبح بدون خورشید هستم که زندگیام از دل برنمیآید و نفس نمیکشم.
من مفلسم در کاروان، گو هر که خواهی قصد کننگذاشت مطرب در بَرَم، چندان که بستاند عَسَس
معنی: هر چه داشتم نوازنده از من گرفت. به پاسبان
بگو که من در این کاروان مفلس بیچیزم؛ پس دیگری را برای باج گرفتن و غارت انتخاب
کن. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
گر پند میخواهی بده؛ ور بند میخواهی بِنِهدیوانه سر خواهد نهاد؛ آن گه نهد از سر هوس
AI: اگر میخواهی نصیحت و پند بگویی، بگو؛ و اگر میخواهی بگذاری کسی را در بند و زنجیر، این کار را کن. دیوانه به زودی سر خود را به زیر خواهد گذاشت و سپس بر اساس هوس و آرزوهایش عمل خواهد کرد. (تصحیح AI: اگر میخواهی نصیحت و پند بگویی، بگو؛ و اگر میخواهی بگذاری کسی را در بند و زنجیر، این کار را کن. دیوانه به زودی سر خود را فدا خواهد کرد و سپس از هوس و آرزوهایش دست خواهد کشید.)
فریاد سعدی در جهان افکندی ای آرام جانچندین به فریاد آوری؛ باری به فریادش برس
هوش مصنوعی: سعدی در دل جهان صدای خود را بلند کرده است، ای آرامش جان! چرا هنوز در فریاد او پاسخ نمیدهی؟ گاهی به کمکش برس.