غزل شمارهٔ ۴۱۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و نابسامانی در برابر معشوق میپردازد. شاعر از حیرانی و شگفتی خود در حضور معشوق سخن میگوید و میگوید که نمیتواند به عشق توبه کند. او به این نکته اشاره میکند که با وجود مشکلات و سختیها، همچنان متعهد به عشق معشوق است و آماده است تا هر نوع فرمانی را بپذیرد. شاعر بر این باور است که تحمل در برابر سختیها ویژگی مردان است و خود را خاک پای مردان بزرگ میداند. در نهایت، او درخواستی از معشوق دارد که با او مهربانی کند و بر جفاها پایان دهد.
بس که در منظر تو حیرانمصورتت را صفت نمیدانم
هوش مصنوعی: من به قدری در تماشای تو گیج و مبهوتام که نمیتوانم تو را با هیچ وصفی توصیف کنم.
پارسایان ملامتم مکنیدکه من از عشق توبه نتوانم
هوش مصنوعی: ای کسانی که خود را پارسا میدانید، مرا سرزنش نکنید که من قادر نیستم از عشق خود دست بکشم.
هر که بینی به جسم و جان زندهستمن به امید وصلِ جانانم
هوش مصنوعی: هرکسی را که ببینی زنده و سرزنده است، من اما به امید وصال معشوقم زندگی میکنم.
به چه کار آید این بقیت جان؟که به معشوق برنیفشانم
هوش مصنوعی: این باقیمانده از زندگی به چه دردی میخورد اگر نتوانم آن را برای محبوبم نثار کنم؟
گر تو از من عنان بگردانیمن به شمشیر برنگردانم
هوش مصنوعی: اگر تو از من روی بگردانی، من با شمشیر به تو back نخواهم گشت.
گر بخوانی، مقیمِ درگاهمور برانی، مطیعِ فرمانم
هوش مصنوعی: اگر مرا بخوانی، در درگاه من ساکن میشوم و اگر مرا برانی، همچنان فرمان تو را اطاعت میکنم.
من نه آنم که سست باز آیمور ز سختی به لب رسد جانم
هوش مصنوعی: من آنقدر قوی و استوار هستم که به راحتی تسلیم نشوم، حتی اگر در شرایط دشوار به آخر خط برسم.
گر اجابت کنی و گر نکنیچارهٔ من دعاست، میخوانم
هوش مصنوعی: اگر دعایم مورد قبول قرار گیرد یا نه، در هر حال تنها راه حل من دعا کردن است و من ادامه خواهم داد.
سهل باشد صعوبت ظلماتگر به دست آید آب حیوانم
هوش مصنوعی: اگر آب حیات در دسترس باشد، سختی و تاریکیها برایم آسان میشود.
تا کی آخر جفا بری سعدی؟چه کنم؟ پایبند احسانم
هوش مصنوعی: تا کی باید به من ظلم و بیاحترامی شود، سعدی؟ من که خود را به نیکوکاری و احسان پایبند کردهام، چه باید بکنم؟
کار مردان تحمل است و سکونمن کیام؟ خاک پای مردانم
هوش مصنوعی: کار مردان، صبوری و آرامش است، و من هم تنها خاک پای آن مردان بزرگ هستم.