غزل شمارهٔ ۴۶۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشق است که به محبوبش شکایت میکند. شاعر به محبوبش میگوید که گواه درد و غم اوست و اشکهایش بر چهره زردش جاری است. او از گل نازپرورده خود میخواهد که دردی که فراغ او به همراه دارد را تحمل کند. شاعر به محبوبش میگوید که هیچکس از آتش عشق او باخبر نیست و این تنها درد و رنج اوست. او خود را در خور بندگی نمیداند و از کسی که او را طرد کرده است، گله دارد. در پایان، از محبوبش میخواهد که او را ببخشد و رحمت خود را شامل حالش کند، چرا که او دردی را که او دارد میخواهد، اما درد او نمیتواند از رحمت محبوبش جدا باشد.
گواهی امین است بر درد منسرشک روان بر رخ زرد من
هوش مصنوعی: دلیلی بر درد و رنج من، اشکهای ریخته شده بر صورت زرد و پژمردهام است.
ببخشای بر ناله عندلیبالا ای گل نازپرورد من
تصحیح AI: ای گل نازپروردهٔ من، به نالهٔ بلبل توجه کن (نکن) و بگذر.
که گر هم بدین نوع باشد فراقبه نزد تو باد آورد گرد من
تصحیح AI: با این وضعیت و دوری که میبینم، (پس از مرگم،) باد گرد و غبار مرا به نزد تو خواهد آورد. (AI: اگر حتی با این وضعیت و دوری، جدایی به نزد تو بیاید، من در دور خودم احاطه شدهام.)
که دیدهست هرگز چنین آتشیکز او میبرآید دم سرد من
هوش مصنوعی: آیا تا به حال چنین شعلهای را دیدهای که از سردی وجود من زبانه میکشد؟
فغان من از دست جور تو نیستکه از طالع مادرآورد من
هوش مصنوعی: من از ستم تو شکایت ندارم، بلکه ندامت و درد من به خاطر تقدیری است که از ابتدا برای من رقم خورده است.
من اندر خور بندگی نیستموز اندازه بیرون تو در خورد من
تصحیح AI: من شایستهٔ بندگی و خدمت به تو نیستم و تو فرای حد و اندازهٔ من ناچیز هستی. (AI: من در بندگی و خدمت به تو نیستم و فرای حد و اندازهات، چیزی به من نمیچسبد.)
بداندیش نادان که مطرود بادندانم چه میخواهد از طرد من
هوش مصنوعی: کسی که بداندیش و نادان است، نمیداند که من از او دوری کردهام و نمیفهمم چه چیزی از طرد شدن من انتظار دارد.
و گر خود من آنم که اینم سزاستببخش و مگیر ای جوانمرد من
هوش مصنوعی: اگر من خودم لیاقت این وضعیت را دارم، ای جوانمرد، مرا ببخش و خشمگین مشو.
تو معذور داری به انعام خویشاگر زلتی آمد از کرد من
هوش مصنوعی: تو حق داری که به خاطر خوبیهایت من را ببخشی، حتی اگر خطایی از جانب من رخ دهد.
تو دردی نداری که دردت مباداز آن رحمتت نیست بر درد من
تصحیح AI: الهی تو هیچ دردی ندارشته باشی که به خاطر آن، احساس نگرانی کنی. از آن جهت رحمت تو به درد من نمیرسد.(AI: تو هیچ دردی نداری که به خاطر آن، احساس نگرانی کنی. رحمت تو به درد من مربوط نمیشود.)