غزل شمارهٔ ۵۷۴
هوش مصنوعی: غزل به توصیف حال عاشقانی میپردازد که در غیاب معشوق، دچار درد و رنج هستند. شاعر از سنگدلانی میگوید که به دوری معشوق عادت کردهاند و زندگی بدون او را سخت و ظلمانی میبیند. معشوق به نور تشبیه شده که جهانی را روشن میکند، در حالی که عاشقان در غم او گریزانند. شاعر به زیباییهای معشوق و ناتوانی خود در تحمل دوری اشاره میکند و میگوید که حتی صبر هم در برابر زیبایی و جذابیت معشوق دشوار است. در نهایت، سعدی تأکید میکند که حتی با وجود سختیها، امید خود را از دست نمیدهد و قبول دارد که تحمل جور معشوق بهتر از نداشتن اوست.
ما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوریچون سنگدلان دل بنهادیم به دوری
هوش مصنوعی: ما بدون تو نتوانستیم صبر کنیم و مانند سنگدلها دل به دوری تو سپردیم.
بعد از تو که در چشم من آید که به چشممگویی همه عالم ظلمات است و تو نوری
تصحیح AI: وقتی تو در چشم من «نیایی»، گویی که همهٔ دنیا برایم تاریک است و تنها تو نوری هستی که در این تاریکی میدرخشی.
خلقی به تو مشتاق و جهانی به تو روشنما در تو گریزان و تو از خلق نفوری
هوش مصنوعی: افرادی به تو علاقهمند و جهانی به نور تو و روشنایی تو نیازمندند، اما ما از تو فراری هستیم و تو نیز از انسانها بیزاری داری.
جز خط دلاویز تو بر طرف بناگوشسبزه نشنیدم که دمد بر گل سوری
هوش مصنوعی: جز زیبایی و جذابیت تو، چیزی را در کنار گلهای سبز و صورتی نشنیدم.
در باغ رو ای سرو خرامان که خلایقگویند مگر باغ بهشت است و تو حوری
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا، به باغ بیا و با زیباییهای خود به حرکت بپرداز. مردم میگویند آیا این باغ بهشت نیست و آیا تو حوری نیستی؟
روی تو نه روییست کز او صبر توان کردلیکن چه کنم گر نکنم صبر ضروری
هوش مصنوعی: چهره تو به قدری زیباست که هیچکس نمیتواند در برابر آن صبر کند، اما چه میتوان کرد وقتی که صبر کردن ضروری است؟
سعدی به جفا دست امید از تو نداردهم جور تو بهتر که ز روی تو صبوری
تصحیح AI: سعدی میگوید که با مشکلات و سختیهایی که از طرف تو میرسد، میتواند به تو امیدوار باشد، و بهتر است که درد و رنج را تحمل کند تا اینکه با شکیبایی، دوری از چهرهٔ تو را تحمل نماید. (AI: سعدی میگوید که با مشکلات و سختیهایی که از طرف تو میرسد، دیگر نمیتواند به تو امیدوار باشد، و بهتر است که درد و رنج را تحمل کند تا اینکه به عشق تو دل ببندد.)