تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۴۶

ما چشم سیه بر شجر طور نداریمجز لاله درین بادیه منظور نداریم
این طرفه که پیوسته گرفتار خماریمبا آنکه لب از می چو قدح دور نداریم
تا کام دل از خنجر قصاب نگیریماز دامن او دست به ساطور نداریم
بی روی تو گر آینه گردیم، ملولیمور مهر شویم، از تو جدا نور نداریم
در سایه جغد است نشاط ابد ماآن روز که ماتم نبود، سور نداریم
از حسرت نزدیکی خورشید، هلاکیمهرچند که تاب نظر از دور نداریم