شمارهٔ ۳۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و از این مینالد که هیچکس از حال او خبر ندارد. او به خداوند اشاره میکند که تنها کسی است که از احساسات درونیاش باخبر است. شاعر با وجود سوز و گداز ناشی از عشق، احساس خوشی هم دارد و به طور خاص به غم معشوق اشاره میکند. همچنین، او به بیخوابی و بیخودی ناشی از خیال وصال معشوق اشاره میکند و بیان میکند که این حالت به قدری برایش عمیق است که حسادت و شوق را در او به وجود آورده است.
کسی کجا خبر از حال زار من دارد؟خبر ز حال دلم کردگار من دارد
هوش مصنوعی: کسی نیست که از وضعیت بد من باخبر باشد، تنها خداست که از حال و اوضاع دلم آگاهی دارد.
خوشم چو شمع، اگر سوزدم وگر سازدغم تو هرچه کند اختیار من دارد
هوش مصنوعی: من خوشحالم مانند شمع، حتی اگر خودم را بسوزانم یا غم تو دردسر سازد، زیرا هرکاری که بخواهد، اختیارش با من است.
فزود بیخودیام بس که از خیال وصالهزار نشاه، حسد بر خمار دارد
هوش مصنوعی: بیش از حد در عالم بیخودی غرق شدهام، تا جایی که به خاطر خیال وصال و هزار حالت شگفتانگیز، حسد بر حالت مستیام فزونی میگیرد.