تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۳

از چاک دلم خنده غم‌آلود برآیدآری، که ز ماتم‌کده خشنود برآید؟
من صبح و تو خورشید چو خواهی که نمانمنزدیکتر آ، تا نفسم زود برآید
نقش قدم ناقه بود کوکب مسعودآن را که درین بادیه مقصود برآید