شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: شخصی در این شعر از آمدن معشوقش خوشحال است و حسرتی که از دوری داشت، از دلش رفته است. اما در عین حال، او اشاره میکند که معشوق هیچ فرصتی برای وصال و نزدیکی به او باقی نگذاشته است.
آمدی و حسرت وصلم ز دل برداشتیحسرتی بود از وصال آن هم به من نگذاشتی
هوش مصنوعی: تو آمدی و آرزو و حسرت من برای وصال به تو را از دلم برداشتید. اما حسرتی از آن وصال را که به من مربوط میشد، برای خودت نگه داشتی.