شمارهٔ ۳۸۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس درد و غم خود میگوید. او میگوید که چشمانش از گریه آسیب نمیبینند و به خاطر دردهایی که دارد، شب و روز را نمیشناسد. با این حال، غبار غم و اندوه بر عینک او نشسته و باعث میشود تا زیبایی چشمان معشوقش از دیدش پنهان بماند.
چشم ترم از گریه ندارد آزاروز درد نیفتاده به روز شب تار
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر گریههایم دیگر آزار نمیدهند و از درد، به شب تیره و تار نرسیدهام.
تا چشم تو اش از نظر انداخته استبر عینک دیدهام نشستهست غبار
هوش مصنوعی: چشم تو که از نظر دور شده، بر عینک من نشسته است و غباری بر آن نشسته.