شمارهٔ ۵۸۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و رنج خود سخن میگوید و از طبیبان میطلبد که به او کمک کنند. او به احساس غربت و دوری از عزیزانش اشاره میکند و میگوید که عشق به وطنش را از دست داده است. در نهایت، او از محبوب خود درخواست میکند که در این هنگام شام غریبان به کمکش بیاید.
رنجورم و خستهدل، طبیبان مددی!غربت شده دشمنم، حبیبان مددی!
هوش مصنوعی: من رنجور و دلم گرفته است و نیازمند کمک پزشکانم! در این غربت، دوستانم هم برایم مانند دشمن شدهاند و از آنها نیز یاری میخواهم!
حبالوطنم ز جای برداشته دلوقت آمده، ای شام غریبان مددی!
هوش مصنوعی: عشق به وطن در دل من جا دارد و به وقت نیاز، ای شام غریبان، یاریام کن!