شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عارفان و عاشقانی میپردازد که بهشت را بدون دیدار معشوق بیارزش میدانند. برای آنها، بهشت و جهنم اهمیتی ندارد؛ بلکه تنها آرزوی آنها وصال و دیدار معشوق است. اگر در روز قیامت بهشتی شوند، اگر دیدار محبوب در آنجا نباشد، برایشان معنی ندارد و حتی به جهنم رفتن را ترجیح میدهند. در نهایت، آنها تنها به تماشای محبوب خود علاقمندند و هیچچیز دیگری برایشان اهمیت ندارد.
الهی گل بهشت در چشم عارفان خار است و جوینده تو را با بهشت چکار است؟
هوش مصنوعی: در نظر عارفان، گلهای بهشت ارزشی ندارند و برای کسی که به جستجوی توست، بهشت اهمیتی ندارد.
الهی اگر بهشت چشم و چراغ است بی دیدار تو درد و داغ است
هوش مصنوعی: اگر بهشت منبع روشنایی و زیبایی است، نبودن تو باعث رنج و درد میشود.
الهی بهشت بی دیدار تو زندان است و زندانی بزندان بردن نه کار کریمان است
هوش مصنوعی: بهشت بدون دیدار تو برایم مانند زندان است و هیچکس مروت ندارد که زندانی را به زندان ببرد.
الهی اگر بدوزخ فرستی دعوی دار نیستم و اگر به بهشت فرمائی بی جمال تو خریدار نیستم، مطلوب ما برآر که جز وصال تو طلبکار نیستم
هوش مصنوعی: ای پروردگار، اگر به جهنم بفرستی، باز هم شکایتی ندارم و اگر به بهشت بروی، بدون زیبایی تو برایم ارزشی ندارد. آرزوی ما را برآورده کن، زیرا غیر از وصال تو هیچ چیزی نمیخواهم.
روز محشر عاشقانرا با قیامت کار نیستکار عاشق جز تماشای وصال یار نیست
هوش مصنوعی: در روز قیامت، عاشقان نیازی به حسابرسی و کارهای دیگر ندارند. وظیفه عاشق تنها تماشای رسیدن و وصال معشوق خود است.
از سر کویش اگر سوی بهشتم می برندپای ننهم که در آنجا وعده دیدار نیست
هوش مصنوعی: اگر مرا از کنار کوی تو به بهشت ببرند، قدمی در آنجا نخواهم گذاشت، چرا که در آنجا خبری از دیدار تو نیست.