شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: این متن دعایی است که در آن بنده، خداوند را به صفاتی چون جهل و ضعف توصیف میکند و از او میخواهد که به خاطر این ضعفها و خطاها، آنها را در سایه لطف و رحمت خود نگاه دارد. نویسنده به نوعی از شناخت و معرفت نسبت به خداوند اشاره میکند و میگوید که عارفان خدا را به نور و قرب او میشناسند، در حالی که دیگران ممکن است با دلایل و نشانهها او را بشناسند. در نهایت، خواسته او این است که به رغم کجفهمیها و ضعفها، خداوند او را رها نکند و به کمک خود در دل بندهاش را نورانی سازد.
الهی تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خبط چه آید؟ الهی تو ما را برگرفتی و کسی نگفت که بردار، اکنون که برگرفتی وامگذار و در سایه لطف و عنایت خود میدار
هوش مصنوعی: خدایا، تو ما را نادان خواندی و از نادان جز اشتباه چه برمیآید؟ تو ما را ضعیف دانستی و از ضعیف جز لغزش چه میتواند سر بزند؟ خدایا، تو ما را به خود گرفتی و کسی نگفت که این کار را بکن، اکنون که ما را به آغوش خود کشیدی، ما را تنها نگذار و در سایهی لطف و محبت خود نگاهدار.
الهی عارف تو را بنور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند، موحد تو را به نور قرب می شناسد و در آتش میسوزد، مسکین او که تو را به صنایع شناخت، درویش او که ترا بدلائل جست، از صنایع آن باید جست که در آن گنجد و از دلائل آن باید خواست که از آن زیبد
هوش مصنوعی: عارف الهی تو را با نور وجودت میشناسد و نمیتواند از تابش وجود تو فراتر برود. مومن واقعی تو را از نور نزدیکیات میشناسد و در آتش عشق تو میسوزد. ولی مسکین کسی که تو را از طریق هنرها شناخت و درویش کسی که تو را از طریق دلائل جستجو کرد، باید هنرها را در جایی بیابد که بتواند در آن جایی بگیرد و از دلائل نیز باید خواسته شود که با آن تناسب داشته باشد.