شمارهٔ ۱۷۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس حسرت و درد درون خود سخن میگوید. او میگوید که دلش پر از حسرت است و بدنش مملو از غم و درد. او نمیداند چرا این همه رنج و درد نصیب او شده و به دنبال فردی است که بتواند درمانش کند، کسی که این دردهای نهانی را درک کند.
کریما دل من کان حسرت است و تن من مایه درد و غم نیارم گفت که اینهمه چرا بهره من نه دست رسد مرا چاره من
هوش مصنوعی: دل من پر از حسرت است و وجودم فقط مایه درد و غم. نمیتوانم بگویم که چرا این همه رنج و غم نصیب من شده و چرا راه حلی برای من وجود ندارد.
مرا تا باشد این درد نهانیتو را جویم که درمانم تو دانی
هوش مصنوعی: من تا زمانی که این درد پنهان را داشته باشم، به دنبالت میگردم چون تو میدانی چگونه میتوانم درمان شوم.