شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به دو حالت متضاد خود اشاره میکند. گاهی به خود نگاه میکند و به زاری و ضعف خویش پی میبرد و از این لحاظ احساس حقارت میکند. در این حالت، او به مشکلات و دردهای زندگیاش اشاره میکند. اما زمانی که به لطف و رحمت الهی نگاه میکند، احساس شادی و آزادی میکند و به بزرگی و زیبایی خداوند پی میبرد. او در این لحظات، به امتیاز خود نزد خداوند و نعمتهایی که از آن میگیرد، میاندیشد و از این جایگاه خود احساس عزت و شکرگزاری میکند. در نهایت، او به تجلی وجود الهی در زندگیاش و زیباییهایی که از آن میگیرد، اشاره میکند.
الهی گاهی بخود نگرم گویم که از من زارتر کیست، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست بنده چون بهی خودنگرد بزبان تحقیر از کوفتگی و شکستگی خود گوید:
هوش مصنوعی: گاهی به خودم نگاه میکنم و میگویم که آیا کسی زارتر از من وجود دارد؟ و گاهی به تو توجه میکنم و میگویم که آیا کسی بزرگوارتر از من هست؟ وقتی که بنده به خودم نگاه میکنم، در زبان تحقیرآمیز از ناکامیها و شکستهای خود صحبت میکنم.
پر آب دو دیده و پرآتش جگرمپر باد دو دستم و پر از خاک سرم
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک است و دلburn burning را در آتش میسوزد؛ دستانم پر از نیروی زندگی است و سرم زیر بار مشکلات و سرنوشت سنگین شده است.
و چون به لطف الهی و فضل ربانی نگرد، بزبان شادی و نعمت آزادی گوید:
هوش مصنوعی: و وقتی که به لطف خدا و فضل الهی برسد، با زبان شادمانی و نعمت آزادی سخن میگوید:
چه کند عرش که او غاشیه من بکشدچون به دل غاشیه حکم و قضای تو کشم
هوش مصنوعی: چه کار میتواند عرش انجام دهد وقتی که من زیر سایهاش هستم؛ زیرا من فرمان و تقدیر تو را در دل خود احساس میکنم.
بوی جان آیدم از لب چو حدیث تو کنمشاخ عز رویدم از دل چو بلای تو کشم
هوش مصنوعی: وقتی که از لبان تو صحبت میکنم، بویی از جانم به مشام میرسد و وقتی که سختیهای عشق تو را تحمل میکنم، گلهایی از دل من شکوفا میشوند.