شمارهٔ ۲۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با خداوند سخن میگوید و به نعمتها و پیغامهایی که از او دریافت کرده اشاره میکند. او از بیقراری دل و اشتیاقی که به دیدار زیباییهای خدا دارد، سخن میگوید و به روزی اشاره میکند که خداوند از پرده غیبت بیرون خواهد آمد. شاعر به زیبایی و جلال الهی اشاره کرده و از درد و خوندلهایی که ممکن است در این دیدار پیش آید، سخن میگوید. بهطور کلی، شعر به موضوع شوق و عاشقانهگی نسبت به خداوند و زیباییهای او میپردازد.
الهی هر چه دادی نشان است و آئین فرد است و آنچه یافتیم پیغام است و خلعت برجاست خدایا نشانت بیقراری دل و غارت جان است و خلعت وصال در مشاهده جلال
هوش مصنوعی: خداوندا، هر چیزی که به ما دادهای نشانهای از وجود توست و سرنوشت هر فردی را رقم میزند. آنچه که در زندگی به دست آوردهایم پیامهایی هستند که از تو به ما رسیده است. نشان دهنده این که دل ما هر لحظه بیقراری میکند و جان ما در معرض خطر است. اما در عین حال، متانت و زیبایی در دیدن جلال تو و وصالی که به همراه آن است، ما را آرام میکند.
روزی که سر از پرده برون خواهی کرددانم که زمانه را زبون خواهی کرد
هوش مصنوعی: روزی که از حجاب پنهانی بیرون خواهی آمد، میدانم که دنیا را به باد زوال و ذلت خواهی کشید.
گر زیب و جمال از این فزون خواهی کردیارب چه جگرهاست که خون خواهی کرد
هوش مصنوعی: اگر بخواهی زیبایی و زیبایی بیشتری داشته باشی، ای پروردگار، چه دلهای حسرتخوار و از خون دل خستهای را به رنج و درد درآوری؟