شمارهٔ ۲۱۸
هوش مصنوعی: در این متن، سخن از گروهی است که به مکانی پر از مصیبت و بلا میآیند. بیشتر این گروه از مشکلات و بلاها فرار میکنند، اما عدهای بسیار اندک هستند که با شجاعت و عشق به این بلاها متوجه میشوند و از تحمل درد و رنج نمیهراسند. آنها میگویند که همین که قادر به تحمل اندوه معشوق خود هستند، برایشان کافی است. یکی از این عبارات به خوبی بیانگر احساسات عمیق آنهاست: "من که باشم که به تن رخت وفای تو کنم"، که نشاندهنده سرسپردگی و وفاداری به معشوق است. آنها آمادهاند که هر سختی و دشواری را به خاطر عشق به او تحمل کنند.
الهی آن گروه را بر سر کوی بلا آوردی و بلاها و مصیبتها را بایشان نمودی، این یک گروه هزار قسم شدند همه روی از بلا بگردانیدند مگر یک گروه اندک که روی گردان نشدند و عاشق وار سر به کوی بلا در نهادند و از بلا نیندیشیدند و گفتند ما را همان دولت بس که متحمل اندوه تو گشتیم و غم بلای تو خوردیم و یک یک بزبان حال می گفتند:
هوش مصنوعی: ای خدا، آن گروهی را در محلی قرار دادی که پر از آزمون و سختی بود و مصیبتها را به آنها نشان دادی. بیشتر آنها از این بلاها روی برتافتند و قسم خوردند که دیگر به آنجا نروند، جز یک گروه کوچک که با شجاعت و عشق به استقبال بلا رفتند و از سختیها نترسیدند. آنها گفتند که تنها همین که توانستیم غم و اندوه تو را تحمل کنیم، برای ما کافی است و در دل هر یک از آنها حس و حال این چنین بود.
من که باشم که به تن رخت وفای تو کنمدیده حمال کنم بار جفای تو کشم
هوش مصنوعی: من که هستم که به خاطر تو لباس وفاداری بر تن کنم و چشمانم را تحمل بار نیرنگ و بیوفاییات کنم.
گر تو بر من به تن و جان و دلی حکم کنیهر سه را رقص کنان پیش هوای تو کشم
هوش مصنوعی: اگر تو بر من فرمان دهی، من با تن و جان و دل، هر سه را به سمت تو به رقص درمیآورم.