شمارهٔ ۲۵۷
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به بیان حال و 사랑 (عشق) الهی میپردازد. او میگوید که دوستدار (عاشق) ممکن است به خاطر عشقش در سکوت باشد، اما حال او خودش گویای همه چیز است. عشق به دوست، برای او مانند جان است و گاهی عاشق به قدری غرق در عشق میشود که حتی متوجه گرفتاری خود نمیگردد. همچنین اشاره میکند که در روز (زندگی) چطور باید نور و روشنی را حفظ کرد تا جهان روشن شود.
الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است، وگر جان در سر دوستی کرد شاید، که دوست را بجای جان است غرق شده آب نه بیند که گرفتار آن است به روز چراغ نیفروزند که روز خود چراغ جهان است
هوش مصنوعی: الهی، عاشق از زبان بیصدا است، اما حال او همهچیز را بیان میکند. اگر جانش هم به عشق دوست مشغول باشد، ممکن است که او نتواند ببیند که در عشق غرق شده است، مانند کسی که در آب گرفتار شده و نمیتواند وضعیت خود را درک کند. روزی که چراغ وجود خود را روشن نکند، همان روزی است که چراغ زندگیاش خاموش خواهد بود.