شمارهٔ ۲۶۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از عدم و وجود است. شاعر میگوید نه وجود دارد و نه غایب است، نه جداست و نه متصل. او به نوعی میان این دو وضعیت معلق است و احساس میکند که در عین حالتی لطیف، زیر فشاری سنگین و محدودکننده قرار دارد. این تضادها نشاندهنده عمق احساسات انسانی و تأملات او درباره وجود و عدم است.
الهی نه نیستم نه هستم نه بریدم نه پیوستم، نه به خود بیان بستم، لطیفه بودم از آن مستم اکنون زیر سنگ است دستم
هوش مصنوعی: ای خدا، نه وجود دارم و نه عدم دارم، نه از عالم جدا شدم و نه به آن پیوستم. نه خودم را به چیزی وابسته کردم. من لطیفهای هستم در حالت مستی، اما اکنون دستم زیر سنگ است.