مناجات شمارهٔ ۱۶۲
هوش مصنوعی: در این متن، طلب بخشش و رحمت الهی ابراز شده است. شاعر از خداوند میخواهد که با کرم و لطف خویش، او و دیگران را که به خاطر اعمال ناپسندشان آلوده و درماندهاند، ببخشد. او به محدودیتهای خود در فهم و خودبینی اشاره میکند و از خداوند میخواهد که به خاطر بخشش و احسانش، او را نجات دهد. در ادامه، شاعر به وابستگی و نیاز خود به خداوند اشاره میکند و میگوید که بدون وجود خداوند، هیچ چیز و هیچ کس ارزش و قدرتی ندارد.
الهی از کَرَم تو همین چشم داریم و از لطف تو همین گوش داریم بیامُرز ما را که بس آلوده ایم به کردار خویش بس درمانده ایم به وقت خویش بس مغروریم به پندار خویش بس محبوسیم در سرای خویش باز خوان ما را بکَرم خویش بازده ما را باحسان خویش.
هوش مصنوعی: خداوند، ما تنها به چشم و گوش تو نیازمندیم و از الطاف تو بهرهمند هستیم. ما را ببخش که به اعمال خود آلودهایم و در زمان خود درماندهایم. به خودبینیم مغروریم و در بند دنیای خود محبوس شدهایم. دوباره به ما توجه کن و از رحمت خود به ما عطا کن.
دل کیست که گوهری فشاند بی تویا تن که بود که ملک راند بی تو
هوش مصنوعی: دل کیست که بی تو احساس ارزشمندی کند یا کسی که بدون تو بتواند کنترل دنیا را در دست بگیرد؟
واله که خود راه ندارد بی توجا ن زهره ندارد که بماند بی تو
هوش مصنوعی: عاشق به قدری دیوانه است که بدون تو نمیتواند راهی پیدا کند و زهرهای (از گلی زیبا) هم نمیتواند در absence تو دوام بیاورد.