مناجات شمارهٔ ۱۷۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با خوشحالی از اینکه در ابتدا وجود نداشته و خالق اصلی اوست، یاد میکند. او به نور شناخت و نزدیک شدن به خدا اشاره میکند و بیان میدارد که چگونه عشق و دوستی باعث آموختن دیده عارف به دیدار خدا شده است. در آخر میگوید که اگر دوباره روز وصال را بیابد، دیگر از روزهای جدایی گلهای نخواهد کرد.
الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیدهٔ عارف به دیدار خود آموختی.
هوش مصنوعی: ای خداوند، خوشحالم بدانم که من اولین نبودم، بلکه تو بودی. آتش عشق و آگاهی را با نور شناخت خود آمیختی. از باغ وصال و نزدیکی به خود نسیم محبت را به ما هدیه کردی. باران یکتایی و اتحاد را بر سر بشریت نازل کردی. با آتش دوستی، آب و گل را سوزاندی تا چشم عارف را به دیدار خود آشنا کنی.
گر روز وصال باز بینم روزیبا او گله های روز هجران نکنم
هوش مصنوعی: اگر روزی دوباره او را ببینم، دیگر از غم جداییام شکایت نخواهم کرد.