مناجات شمارهٔ ۲۲۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به محبت و رحمت خداوند اشاره کرده و از وضعیت ناگوار خود شکایت میکند. او میگوید که هرچند به خاطر اعمال نادرستش در رنج است، اما از توجه خداوند به بندگان ضعیف و بیچاره شاد است. او به ناتوانی خود در درک عظمت خداوند اعتراف میکند و از اینکه نمیتواند به درگاه او شکایت کند، احساس حقارت میکند. شاعر به عشق و وصل الهی هم اشاره دارد و از زیبایی آن یاد میکند.
الهی هر چند از بد سزای خویش بدردم لیکن از مفلس نوازی تو شادم. خداوندا من قدرو شان تو را ندارم و سزای تو را نا توانم و در بیچارگی خود سر گردانم و روز بروز بر زیانم. خدایا من کیستم که بر درگاه تو زارم یا قصهٔ درد خود بتو پردازم
هوش مصنوعی: ای خدا، هر چند که به خاطر اعمال بد خودم دچار رنج و عذابم، اما از رحمت و نرمخویی تو خوشحالم. پروردگارا، من به اندازهی مقام و جایگاه تو نیستم و نمیتوانم سزاوار احسان تو باشم. در حالتی از بیچارگی و پریشانی قرار دارم و هر روز وضعیتم بدتر میشود. خداوندا، من چه کسی هستم که به درگاه تو زاری کنم یا داستان دردهایم را برایت بگویم؟
در عشق تو من کیم که در منزل مناز وصل رخت گلی دمد بر گل من
هوش مصنوعی: در عشق تو من چه کسی هستم که در خانهام از حضور تو بویی خوش به مشام برسد و بر گل من ببارد.