شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به میزان درد و رنجی که به خاطر عشقش تحمل کرده، میپردازد. او از محبوبش میخواهد که گوش به شکایتهای او بدهد و از بیتوجهی وی گلایه میکند. شاعر از اصطلاحاتی چون زاری و خواری استفاده میکند تا عمق اندوهش را نشان دهد. او به محبوبش میگوید که اگر لحظهای بر او بگذرد، باید بیقراری او را بشنود. با وجود اینکه از دنیا مأیوس شده، به رحمت و لطف محبوب امیدوار است. در نهایت، شاعر به مقام بلندِ عاشقانه و ارادت به محبوب اشاره میکند و میگوید که او به هیچ وجه از همراهی با محبوبش شرمنده نیست.
تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ماکه در تو کار نکردست درد کاری ما
هوش مصنوعی: تو خود به درد و دل ما گوش نمیکنی، در حالی که ما در عشق تو زجر میکشیم و این درد برای ما سخت و عمیق است.
شنوده ام که گشودی زبان بدشناممعزیز من چه گشاید ترا ز خواری ما
هوش مصنوعی: شنیدهام که به بد و بیادبی دربارهام صحبت کردی. عزیز من، چه چیز میتواند تو را از این تحقیر رهایی بخشد؟
گر ای نسیم شبی بگذری بر ان سر زلفبه گوش او برسان ذکر بی قراری ما
هوش مصنوعی: ای نسیم، اگر شبی از کنار آن سر مو بگذری، پیام بیقراری ما را به گوش او برسان.
هزار بار به جان بار محنتت بردیمبه هیچ بر نگرفتی تو بردباری ما
هوش مصنوعی: ما بارها دلتنگی و رنج تو را به دوش کشیدیم، اما تو هیچگاه به خاطر صبر و شکیباییات از ما قدردانی نکردی.
اگر چه از دو جهان کرده ایم قطع امیدبه لطف و رحمت تو هست امیدواری ما
هوش مصنوعی: هرچند از تمام دنیا ناامید شدهایم، اما هنوز به لطف و رحمت تو امیدواریم.
سزد که ذیل کرم بر گناه ما پوشندبه روز حشر چو بینند شرمساری ما
هوش مصنوعی: خوشا به حال ما اگر در روز قیامت به خاطر گناهانمان، کرم و بزرگواری خداوند ما را زیر سایه رحمتش قرار دهد و شرمندگیمان را بپوشاند.
کمال در سگ کویش علو همت بینکه عار آیدش از همدمی و یاری ما
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که شخصیت عالی و والای فردی را میتوان در اوج آرزوها و همت او مشاهده کرد. او از هم نشینی و کمک دیگران احساس شرم میکند و به نوعی خود را بالاتر از آن میبیند.