شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: این شعر به نقد زاهدان و عابدان میپردازد و به زندگی رندانی که به شادمانی و لذتجویی میپردازند، دقت میکند. شاعر به زاهدان که به گریه و عبادت میپردازند، میگوید که با کنار گذاشتن لذتهای دنیوی از قافله زندگی عقب ماندهاند. او به این نکته اشاره میکند که تفکر و ذکر زاهدان، تنها موجب حبس فکر و روح میشود و بهتر است به جای آن، سراغ عشق و شرافت زندگی بروند. همچنین شاعر از نقش مرشد و رابطهاش با مریدان مینویسد و به این واقعیت اشاره میکند که برخی از اهل دین دچار خودفراموشی و ریاکاری هستند. در نهایت، شاعر بر این باور است که عابدان واقعی، به اندازه یک نگاه از محبوب، ارزشمندتر از اعمالشان نیستند.
حلال باد می خلد و حور زاهد راکه واگذاشت به رندان شراب و شاهد را
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در بهشت و در کنار حوریهاست و از دنیا فاصله گرفته است، چرا که او زندگی را رها کرده و به جمع رندان و شادخواری مشغول شده است.
مبر ز گردن صوفی قلاده تسبیحگذار تا ببرد گردن مقلد را
هوش مصنوعی: از گردن صوفی قلاده تسبیح را برمگیر، زیرا که این عمل میتواند به گردن مقلد آسیب بزند.
ز فکر و ذکر و ریاضت دماغ را خلل استبگیر جام و بمان فکرهای فاسد را
هوش مصنوعی: از تأملات و مشغلههای ذهنی و تلاشهای سخت ذهنی خود دست بردار و از شر افکار ناپسند و آشفته راحت شو. جامی از شادی بگیر و به آرامش برس.
برغم زاهد خود بین چو می کشم از جامبه آبگینه کشم میل چشم حاسد را
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زاهد از من دور است، وقتی که از جام مینوشم، نگاهی به دلم میاندازم و حس حسد دیگران را با زیبایی دنیاییام برطرف میکنم.
مشو به میکده غایب ز چشم پیر مغانکه با مرید نظرهاست پیر مرشد را
هوش مصنوعی: به میکده نرو وقتی که از چشمان پیر مغان دور هستی، زیرا او با مریدان خود نظارت دارد و بر رفتار مرشد خود توجه دارد.
عجب که شحنه نگشت از امام واقف ماکه خرج کرد به می وقف های مسجد را
هوش مصنوعی: عجیب است که نگهبان مسلمانان از امامی که به مسائل مذهبی آگاه است، دچار شگفتی نشد؛ چرا که او بخشی از اموال وقف شده مسجد را صرف مصرف شراب کرد.
کمال لاف عبادت مزن که چشم بتانبه یک نظر برد از ره هزار عابد را
هوش مصنوعی: عبادتی را که به آن مینازی، بیجهت به رخ نکش؛ چرا که یک نگاه معشوق میتواند ارزش یک هزار عابد را از بین ببرد.